معاد و جهان پس از مرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥ - دروازههايى به جهان ديگر
دروازههايى به جهان ديگر
چگونه پژوهشهاى علمى جديد، بسيارى از مشكلاتى را كه بر سر راه زندگى پس از مرگ به نظر مىرسيد و آن را به صورت يك محال در نظر كوته بينان جلوه مىداد، از ميان برداشت و دروازدهها را گشود؟
مرده عرب از پيدا كردن يك قطعه استخوان پوسيده انسانى كه شايد طعمه حيوان درندهاى گشته بود و يا از تشنگى در بيابان سوزان حجاز جان داده بود، خوشحال و سرمست فرياد كشيد «لَأَخْصِمَنَّ مُحَمَّداً؛ با اين دليل دندان شكن به مخاصمه با «محمد» بر مىخيزم و به او ثابت مىكنم كه چيزى را كه او به عنوان زنده شدن مردگان مىگويد محال است».
شايد پيش خود چنين فكر مىكرد: «آيا هيچ كس ديده يا شنيده ميوه گنديده و سپس پوسيده و خشكيدهاى، دوباره ميوهتر و تازهاى شود؟
آيا هيچ كس شنيده اين شير كه بچه شتر از مادر مىخورد و جزء گوشت و پوست او مىشود، بار ديگر به شكل شير در آيد و به پستان برگردد؟
وانگهى اين استخوان پوسيده امروز، فردا خاك مىشود، و در ميان طوفانهاى شن در اين بيابانهاى وسيع پخش و گم مىگردد، و كمترين اثرى از آن باقى نمىماند، كدام عقل مىگويد بار ديگر به صورت كودك زيبا و جوان نيرومند و پيرمرد فرزانهاى خواهد شد؟»