معاد و جهان پس از مرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٧ - حل نهايى ايراد
ببرد آيا اين بر خلاف اصل عدالت است؟
در حالى كه قبلًا وجود اين خطر در ميگسارى به او اعلام شده و عاقبت آن نيز براى او توضيح داده شده است.
و نيز فرض كنيد كسى دستورات و مقررات رانندگى را كه به كار بستن آنها مسلماً به نفع عموم و موجب كاهش تصادف و ناراحتىهاى ناشى از آن است، به دست فراموشى بسپارد و به اخطارهاى مكرر دوستان عاقل گوش فرا ندهد و حادثه در يك لحظه كوتاه- و همه حوادث در يك لحظه رخ مىدهد- به سراغ او بيايد، و چشمان خود و يا دست و پاى خود را در حادثه از دست بدهد، و به دنبال آن ناچار شود ساليان دراز رنج نابينايى و بى دست و پايى را تحمل كند، آيا اين پديده، هيچ گونه منافاتى با اصل عدالت پروردگار دارد؟
سابقا مثال جالبى داشتيم- و مثالها مطالب عقلى را به ذهن نزديك كرده، و براى گرفتن نتيجه نهايى و استدلالى آماده مىكند- گفتيم: فرض كنيد چند گرم بذر خار مغيلان را بر سر راه خود مىپاشيم و پس از چند ماه يا چند سال، خود را با يك صحراى وسيع خار مىبينيم كه دائماً مزاحم ماست و ما را آزار مىدهد ... و يا اينكه چند گرم بذر گل- آگاهانه- مىپاشيم و چيزى نمىگذرد كه آنها تكثير مثل مىكنند، و خود را با صحرايى از زيباترين و معطرترين گلها روبهرو مىبينيم كه همواره مشام جان ما را معطر و ديده و دل ما را نوازش مىدهد.
آيا اين امور كه همه از آثار عمل است هيچ گونه منافاتى با اصل عدالت دارد، در حالى كه مساوات و برابرى در ميان كميت عمل و نتيجه آن موجود نيست؟