معاد و جهان پس از مرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٦ - ٢- كمبود مواد خاكى زمين
ابزارى بيش نيست، لذا اگر بدن مردهاى را قطعه قطعه كنند هيچ گونه تألمى پيدا نمىكند و يا در حال بيهوشى پاره كردن اعضاى بدن ناراحتى به وجود نمىآورد، بنابراين گناه و ثواب از روح سرچشمه مىگيرد و بدن ابزار آن است، همچنين پاداش و كيفر نيز سرانجام به روح مىرسدو بدن ابزار آن است، و ما هرگز در مسأله معاد جسمانى روى اين مطلب كه فلان بدن گناه كرده يا فلان بدن كار نيك كرده تكيه نمىكنيم، بلكه روى اين معنى تكيه مىكنيم كه روح بدون بدن نمىتواند حيات كاملى داشته باشد و به همين دليل روح بايد به جسم اصلى خود بازگردد و به حيات كامل خويش ادامه دهد.
نتيجه اينكه بدون اجزاى معين در دو بدن (پس از حل شدن مسئله وحدت شخصيت) مشكلى از نظر پاداش و كيفر و ثواب و عقاب ايجاد نخواهد كرد.
و به اين ترتيب مشكل «آكل و مأكول» كه فكر افراد زيادى را به خود مشغول كرده و شايد عدم حل آن سبب شده كه در مسأله معاد جسمانى متزلزل شوند مشكلى است قابل حل، يعنى با قبول معاد جسمانى با همين بدن عنصرى مادى- آنچنان كه قرآن مىگويد- مىتوان به ايراد مزبور پاسخ گفت (اگر در اين بحث ابهامى باقى مانده يك بار ديگر از آغاز آن را مطالعه فرماييد).
٢- كمبود مواد خاكى زمين
ايراد ديگرى كه در مورد معاد جسمانى مىكنند اين است كه اگر بنا شود تمام افراد انسان در روز رستاخيز با همين بدن مادى باز گردند، اصولًا خاكهاى روى زمين براى آن همه انسان كافى نيست و به اين صورت گرفتار