معاد و جهان پس از مرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٨ - انعكاس اين منطق در قرآن
علاوه بر اين، سلولهاى مغزى به هنگام فكر كردن، و يا ساير فعاليتهاى روانى داراى يك رشته فعل و انفعالات شيميايى هستند.
بنابراين روح و پديدههاى روحى چيزى جز خواص فيزيكى و فعل و انفعالات شيميايى سلولهاى مغزى و عصبى ما نمىباشد.
آنها از اين بحث چنين نتيجه مىگيرند:
١- همانطور كه فعاليت غدّههاى بزاقى و اثرات مختلف آن قبل از بدن نبوده و بعد از آن نيز نخواهد بود فعاليتهاى روحى ما نيز با پيدايش مغز و دستگاه اعصاب، موجود مىشوند و با مردن آن مىميرند!
٢- روح از خواص جسم است، پس مادى است و جنبه ماوراى طبيعى ندارد.
٣- روح مشمول تمام قوانينى است كه بر جسم حكومت مىكند.
٤- روح بدون وجود مستقلى ندارد و نمىتواند داشته باشد.
دلايل مادىها بر عدم استقلال روح
مادىها براى اثبات مدعاى خود و اينكه روح و فكر و اراده و ساير پديدههاى روحى همگى مادى هستند و از خواص فيزيكى و شيميايى سلولهاى مغزى و عصبى مىباشند شواهدى آوردهاند كه در زير به آنها اشاره مىشود:
١- «به آسانى مىتوان نشان داد كه با از كار افتادن يك قسمت از مراكز و يا سلسله اعصاب، يك دسته از آثار روحى تعطيل مىشود». [١]
[١]. ارانى، تقى، پيسكولوژى، صفحه ٢٣.