معاد و جهان پس از مرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢ - ريشههاى معاد در اعماق فطرت
مىدهند، و اين الهامات به طرز مرموزى از درون ما مىجوشد.
مثلًا: يك حادثه ناگهانى در نزديك ما يا در دورترين نقطه جهان رخ مىدهد، همين نيروى مرموز درونى؛ ما را به دنبال كسب خبر مىفرستد و بدون اينكه خودمان بدانيم چرا و به چه علت اين همه اشتياق به ديدن و شنيدن ماجراى حادثهاى كه معلوم نيست ارتباطى به ما داشته باشد داريم نيروهاى خود را در اين راه به كار مىاندازيم و تا نفهميم چه بوده آرام نمىگيريم.
اين حالت از نخستين لحظات عمر همراه ماست و تا آخر عمر هم از ما جدا نمىشود. بعد مىبينيم نام آن را «حس كنجكاوى» گذاردهاند و مىگويند جزء فطرت و نهاد آدمى است.
نظير اين غرايز و الهامات فطرى فراوان است، ولى هيچ كس نمىتواند توضيح بيشترى درباره سرچشمه اين الهامات فطرى در اختيار ما بگذارد، اما به هر حال در اصل وجود آنها و نفش آنها در راهنمايى تكوينى ما ترديدى نيست.
ايمان به زندگى پس از مرگ از جلمه همين «الهامات فطرى» است:
شواهد تاريخى فراوانى در دست داريم كه بشر در طول تاريخ خود بلكه در دوران قبل از تاريخ نيز به زندگى پس از مرگ ايمان راسخ داشته و آثار مختلفى كه از انسانهاى پيشين به يادگار مانده و چگونگى ساختمان قبرهاى آنان و اشيايى كه همراه مردگان به خاك مىسپردند- چنان كه مشروحاً توضيح آن خواهد آمد- همه گواه بر اين موضوع است كه انسان مسأله زندگى پس از مرگ را طبق يك الهام درونى دريافته.