داستان ياران - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١١ - ٢ مصاديقى از خرافهپرستى
آرى، فال بد زدن نوعى انحراف از توحيد است؛ چون كسى كه معتقد است صداى كلاغ در سرنوشت فال زننده تأثير دارد، در واقع براى خدا شريك قرار داده است.
٢. در روايت ديگرى از وجود مقدّس آن حضرت مىخوانيم:
«ليس منّا من تطيّر
؛ كسى كه فال بد بزند از ما نيست». [١]
اسلام فال بد را نوعى شرك و كسى كه معتقد به فال بد باشد را مسلمان نمىداند.
٣. و در روايت ديگرى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم:
«كفّارة الطّيرة التوكّل
؛ كفّاره فال بد، توكّل (بر خدا) است». [٢]
در ميان عوام مرسوم است كه: «اگر كسى قصد انجام كارى را داشت و شخصى عطسه كرد، نبايد به دنبال آن كار برود» در حالى كه اين فال بد زدن است و اعتبارى ندارد، بلكه بايد توكّل بر خدا كند و به دنبال كارش برود و انشاء اللّه كارش به خوبى انجام مىشود. ما تمام روايات مربوط به عطسه را جستجو كرديم و چيزى در اين زمينه نيافتيم. بعلاوه، تجربه هم كرديم و بدون توجّه به اين خرافات به دنبال كار رفتيم و نتيجه گرفتيم. بنابراين به فال بد نبايد اعتنا كرد و نبايد كارها را رها نمود، بلكه با توكّل بر خدا و بهطور جدّى آن را پيگيرى كرد.
البتّه فال خوب زدن اشكالى ندارد، و بهترين فال زدن، فال خوش است.
ز) بدقدمى و خوش قدمى
يكى ديگر از خرافهها بدقدمى و خوش قدمى است. اين كه گفته مىشود:
«اين عروس يا داماد بدقدم است» يا «اين خانه يا مغازه شوم و نحس است»
[١]. الترغيب و الترهيب، ج ٤، ص ٣٣، ح ٤، به نقل از ميزان الحكمة، باب ٢٤٣٦، ح ١١٣٣٩
[٢]. كافى، ج ٨، ص ١٩٨، ح ٢٣٦.