داستان ياران - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨١ - پسر نوح پيامبر
بىايمانها جدا كن و با ترنّم سرود ايمان بر كشتى نجات سوار شو. امّا پسر نوح كه بر لجاجت و سماجت خود اصرار مىكرد پيشنهاد پدر را نپذيرفت و گفت:
« «سَأَوِى إِلَى جَبَلٍ يَعْصِمُنِى مِنَ الْمَاءِ»؛ [١] به زودى به كوهى پناه مىبرم تا مرا از آب حفظ كند!» حضرت نوح عليه السلام كه خطر غرق شدن فرزند را كاملًا درك مىكرد فرمود:
« «لَا عَاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلَّا مَن رَّحِمَ»؛ امروز هيچ نگهدارى در برابر فرمان خدا نيست؛ مگر آن كس را كه او رحم كند!» آرى! امروز تنها راه نجات ايمان آوردن و سوار شدن بر كشتى نجات است.
همان طور كه حضرت نوح عليه السلام با فرزندش مشغول گفتگو بود تا شايد بتواند او را متقاعد كند و ايمان بياورد و از هلاكت نجات يابد، موجى ميان آن دو حايل شد و فرزند نوح در آب غرق شد. «فَكَانَ مِنَ الْمُغْرَقِينَ» [٢] طوفان مأموريّت خود را انجام داد و تمام كسانى را كه بر كشتى سوار نشده بودند غرق كرد. در پى آن، فرمان قطع طوفان نازل شد. به آيه ٤٤ سوره هود توجّه كنيد:
« «وَقِيلَ يَا أَرْضُ ابْلَعِى مَاءَكِ وَيَا سَمَاءُ أَقْلِعِى وَغِيضَ الْمَاءُ وَقُضِىَ الْأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِىِّ وَقِيلَ بُعْداً لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ»؛ و گفته شد: اى زمين آبت را فرو بر! و اى آسمان (از بارش) خوددارى كن! و آب فرو نشست و كار پايان يافت و (كشتى) بر (دامنه كوهِ) جودى پهلو گرفت؛ و (در اين هنگام) گفته شد: دور باد گروه ستمكار (از رحمت خدا!)».
در ادامه داستان، حضرت نوح عليه السلام در مورد فرزند غرق شدهاش از خداوند سؤالى كرد، كه در حقيقت نمونهاى از تعارض نسبتهاى مادّى و معنوى است.
توجّه فرماييد:
« «رَبِّ إِنَّ ابْنِى مِنْ أَهْلِى وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَأَنْتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ»؛ پرودگارا! پسرم از
[١]. سوره هود، آيه ٤٣.
[٢]. سوره هود، آيه ٤٣.