داستان ياران - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٧ - ياران روز شنبه
نام شهرشان ايله بود، كه بعداً ايلات ناميده شد. يكى از مشاغل ساحلنشينان ماهىگيرى است كه براى تأمين نيازهاى خانواده و كسب و كار و تجارت به آن مىپردازند.
به آنها دستور داده شد كه در روز شنبه، روز تعطيلى و عبادت قوم يهود، ماهىگيرى را تعطيل كرده و بقيّه هفته را به كار ماهىگيرى بپردازند. ماهىها حيوانات باهوشى هستند، به گونهاى كه بعضى از ماهىهاى آزاد موقع تخمريزى از يك اقيانوس حركت كرده و چندين هزار كيلومتر را طى مىكنند تا به محلّ تولّدشان برسند، و در آنجا تخمريزى كنند.
آرى ماهىها احساس كردند روزهاى شنبه خبرى از صيادها و ماهىگيرها نيست، لذا آزادانه بر روى آب ظاهر مىشدند تا از اكسيژن و نور آفتاب استفاده كافى را ببرند. صيّادان كه مىديدند روز شنبه ماهىهاى فراوانى بر سطح آب ظاهر مىشوند وسوسه شدند. عدّهاى در مقابل وسوسههاى شيطان مقاومت كرده و تسليم نشدند و همچنان ماهىگيرى را در روز شنبه تعطيل كردند. امّا برخى ديگر متوسّل به كلاه شرعى شده، تا هم ماهىها را از دست ندهند، و هم به خيال خود، با فرمان خدا مخالفت نكرده باشند و حرمت ماهىگيرى در روز شنبه شكسته نشود. برخى از آنها در كنار ساحل گودالهاى وسيعى ايجاد كرده و روز شنبه ورودى آن را باز مىنمودند و هنگامى كه ماهىها وارد آن گودال مىشدند ورودى آب را مىبستند و روزهاى بعد ماهيان حبس شده در آن گودالها را صيد مىكردند. عدّهاى ديگر تورهاى ماهىگيرى را شنبه در آب مىگستراندند و ماهىهاى گرفتار شده در دام را روزهاى ديگر از آب بيرون مىكشيدند!
يهوديان شهر ايلات در برابر اين امتحان الهى به سه گروه تقسيم شدند:
الف) گروه اوّل اكثريت گناهكار و خانوادهايشان.