داستان ياران - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٩ - ٢ مصاديقى از خرافهپرستى
« «وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ مِّنْ إِمْلَاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ»؛ فرزندانتان را از (ترس) فقر نكشيد؛ ما شما و آنها را روزى مىدهيم».
٣. سومين دليل خرافى آنها اين بود كه: ما بايد عزيزترين عزيزانمان را فداى بتهاى خود كرده، و در برابر آنها قربانى كنيم. بدين منظور فرزندان خويش را همچون گوسفند در برابر بت سر مىبريدند. خداوند متعال به اين كار بسيار زشت و ناپسند آنها، در آيه ١٤٠ سوره انعام اشاره كرده است. آنجا كه مىفرمايد:
« «قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُوا أَوْلَادَهُمْ سَفَهاً بِغَيْرِ عِلْمٍ وَحَرَّمُوا مَا رَزَقَهُمُ اللَّهُ افْتِرَاءً عَلَى اللَّهِ قَدْ ضَلُّوا وَمَا كَانُوا مُهْتَدِينَ»؛ به يقين كسانى كه فرزندان خود را از روى سفاهت و نادانى كشتند، گرفتار خسران شدند؛ (زيرا) آنچه را خدا به آنها روزى داده بود، بر خود حرام كردند؛ و بر خدا افترا بستند. آنها گمراه شدند و هدايت نيافتند».
خلاصه اينكه عرب جاهلى بهدلايل خرافى، دختران وپسران خود را مىكشت.
و) فال بد
يكى ديگر از خرافات، فال بد زدن است؛ مثل اين كه مىگويند: «اين عروس خانم، زن شوم و بد قدمى است، به خاطر اينكه همزمان با آمدنش يكى از بستگان داماد فوت كرد!» در حالى كه فوت آن شخص ارتباطى به آمدن عروس ندارد، و او بر اثر ضعف و ناتوانى و پيرى، يا بيمارى فوت كرده است. عرب به فال بد «طيره» مىگويد؛ چون در ابتدا فال بد مربوط به پرندگان بود. مثل اين كه اگر كلاغ غارغار مىكرد دليل بر بدى كارى بود كه در دست انجام بود! يا اين كه مىگفتند اگر جغد پشت بام خانهاى بنشيند، آن خانه ويران مىشود! يا اگر هنگامى كه از خانه بيرون مىآمدند پرندهاى از سمت چپ آنها پرواز مىكرد كارى كه به دنبالش بودند به انجام نمىرسيد، و اگر از دست راست پرواز مىكرد