داستان ياران - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٧ - ٢ مصاديقى از خرافهپرستى
د) خرافههايى در مسائل مذهبى
متأسّفانه يك سلسله خرافه در مسائل مذهبى نيز به وجود آمده است. ما نبايد اجازه دهيم مسائل اسلامى با خرافه آميخته گردد، كه اين كار اساس دين و مذهب را زير سؤال مىبرد. از جمله اين خرافه، خرافههايى است كه در مسائل عزادارى ديده مىشود. مثلا جوانى كنار ديوار سنگى يا سيمانى نشسته، و سرش را مرتّب به ديوار مىكوبد! اين مطلب در كجاى مذهب آمده است؟ آيا حضرت ابىعبداللّه روحى فداه راضى به اين كار هستند؟ يا گفته مىشود كه در بعضى مناطق مقدارى شيشه را خرد كرده، سپس آن را غربال مىكنند بعد بچّههاى كوچك را لخت و برهنه نموده، بر روى خرده شيشهها مىغلطانند! چه كسى و كجا امام حسين عليه السلام يا ديگر ائمه عليهم السلام اجازه چنين كارى را دادهاند؟ و خرافههاى ديگرى كه عزادارىها را آلوده كرده و از آن اطّلاع داريد و داريم. بى شك عزادارى امام حسين عليه السلام مايه عظمت اسلام و شكوه مذهب و اعتلاى شيعيان است، ولى بايد عارى از هرگونه خرافه باشد، و به شكل منطقى و عقلايى برگزار شود.
ه) كشتن فرزندان!
عرب جاهلى فرزندان خود را مىكشت؛ گاه پسران و گاه دخترانش را. و براى توجيه اين كار فوق العاده زشتى كه هيچ انسانى حاضر به انجام آن نيست، سه دليل خرافى ذكر مىكرد:
١. در يكى از جنگها دختران قبيلهاى به دست قبيله ديگر اسير شد. آنها همانجا ازدواج كرده، صاحبان فرزندانى شدند، پس از آتش بس و برقرار شدن صلح، از دختران خود خواستند كه به قبيله خود بازگردند، امّا چون آنها ازدواج كرده و فرزندانى داشتند ترجيح دادند در همان قبيله نزد همسر و فرزندانشان