داستان ياران - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤١ - كلاه شرعى چرا؟
دشمن متوجّه خروج پيامبر صلى الله عليه و آله از خانه نگردد. على عليه السلام عرض كرد: آيا با اين كار شما به سلامت خواهيد رفت؟ فرمود: بله؛ على عليه السلام گفت: اين كار را خواهم كرد و براى آن سجده شكر بجا آورد كه جانش سپر بلاى جان پيامبر صلى الله عليه و آله خواهد شد.
اين نوعى حيله و چارهجويى مثبت است.
٢. حضرت براى گم كردن ردّ پاى خويش و گمراه كردن دشمن بجاى اين كه به سمت شمال مكّه، كه مدينه در آن سمت قرار داشت، برود بر خلاف مسير به سمت جنوب مكّه حركت كرد و در غار ثور پناه گرفت. اين نيز نوعى چارهجويى براى فرار از دست دشمنان بود و در حقيقت براى ابطال نقشههاى شوم و باطل دشمنان اسلام صورت گرفت و اشكالى ندارد.
كلاه شرعى چرا؟
بعضى افراد در پى كلاه شرعى هستند، چنين افرادى به دو منظور دست به اين كار مىزنند؟
١. به قصد فريب مردم؛ همانگونه كه نمرود مىخواست مردم را بفريبد و همچنان بر گرده آنها سوار باشد. يا فرعون مىخواست مردم را گول بزند و همچنان به عنوان خدا او را پرستش كنند. لذا در مقابل دعوتهاى حضرت موسى به يكتاپرستى، خطاب به وزيرش هامان گفت: برج بسيار بلندى بساز تا شايد خداى موسى را در آسمانها بيابم. در حالى كه او به خوبى مىدانست كه اين سخن اشتباه است، ولى براى فريب مردم دست به اين حيله زد.
٢. به قصد فريب خود؛ شايد داستان زليخا از همين قبيل باشد. زنان اشراف و بزرگان مصر را جمع كرد و به همه آنها ترنج و چاقويى داد و گفت: «هر زمان يوسف وارد شد ترنجها را پوست بكنيد» و آنها با ورود يوسف عليه السلام به جاى