داستان ياران - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٦ - سرگذشت قوم ثمود در سوره نمل
بكشند و پس از آن آلوده به گناه دروغ هم بشوند. مراقب باشيد كه گاه گناه زنجيرهاى پيش مىرود، و به دنبال آن گناهان ديگرى نيز انجام مىگيرد.
در آيه بعد بهطور سربسته به تصميم و نقشه آنها اشاره شده است. توجّه فرماييد: « «وَمَكَرُوا مَكْراً وَمَكَرْنَا مَكْراً وَهُمْ لَايَشْعُرُونَ»؛ آنها توطئه مهمّى چيدند، و ما هم تدبير مهمّى داشتيم در حالى كه آنها نمىفهميدند». [١] مطابق آنچه در تواريخ آمده، توطئه آنها به اين ترتيب بود:
در كنار شهر، كوهى بود و شكافى داشت، كه معبد صالح در آنجا بود، گاه شبانه به آنجا مىرفت و به عبادت و راز و نياز با پروردگار مىپرداخت. آنها تصميم گرفتند در آنجا كمين كنند و هنگامى كه صالح عليه السلام به آنجا مىآيد، او را به قتل برسانند، و پس از شهادتش به خانه او حمله كرده و شبانه كار آنها را هم يكسره كنند. امّا هنگامى كه در گوشهاى از كوه كمين كرده بودند، ناگهان كوه ريزش كرد و صخره عظيمى از بالاى كوه سرازير شد و آنها را در لحظهاى كوتاه در هم كوبيد و نابود كرد! [٢] توجّه كنيد:
« «فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ مَكْرِهِمْ أَنَّا دَمَّرْنَاهُمْ وَقَوْمَهُمْ أَجْمَعِينَ* فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خَاوِيَةً بِمَا ظَلَمُوا إِنَّ فِى ذَلِكَ لَآيَةً لِّقَوْمٍ يَعْلَمُونَ* وَأَنجَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ»؛ بنگر عاقبت توطئه آنها چه شده، كه ما آنها و قومشان را همگى نابود كرديم! اين خانههاى آنهاست كه به خاطر ظلم و ستمشان فرو ريخته؛ و در اين نشانه روشنى است براى كسانى كه آگاهند. و كسانى را كه ايمان آورده و تقوا پيشه كرده بودند نجات داديم». [٣]
[١]. سوره نمل، آيه ٥٠.
[٢]. تفسير ابو الفتوح رازى، ج ٨، ص ٤١٣.
[٣]. سوره نمل، آيه ٥١-/ ٥٣.