داستان ياران - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٦ - ٢ مصاديقى از خرافهپرستى
عصر حاضر كه عصر پيشرفت و تمدن نوين جهانى ناميده شده، از اروپايىها و آمريكايىها خرافههاى عجيبى نقل شده است. يكى از خرافههاى نوظهور داستان «هولوكاست» است. معتقدان به اين خرافه مىگويند: «هيتلر جنايتكار شش ميليون يهودى را در كورههاى آدم سوزى سوزانده است. و مردم دنيا بايد اين داستان را باور كنند و هركس آن را انكار كند زندانى مىشود! جالب اينجاست كه بسيارى از مردم آمريكا و اروپا اين دروغ بزرگ عصر حاضر را پذيرفتهاند! امّا بايد به اينها گفته شود، اين سخن غير منطقى و دور از عقل است.
طبيعى است كه يك مسأله تاريخى بايد تحت مطالعه قرار گيرد و درباره آن تحقيق شود. اگر واقعاً هيتلر چنين جنايت بزرگى مرتكب شده، محكوم گردد، و اگر چنين نبوده و صهيونيستها براى مظلوم نمايى دست به ساختن اين دروغ بزرگ زدهاند، آنها محكوم گردند. كدام منطق مىگويد كسى كه در اين زمينه تحقيق مىكند بايد زندانى شود؟ آيا اين مسأله در ميان همه مسائل تاريخى تافته جدا بافته است كه سخن گفتن پيرامون آن ممنوع است و همه مردم بالاجبار و بدون تحقيق بايد آن را بپذيرند؟!
ج) خرافهاى به نام آزادى!
خرافه ديگر عصر و زمان ما «آزادى» است. اخيرا بعضى از كشيشهاى مسيحى اعلان كردهاند كه قصد دارند در روز يازدهم سپتامبر در يك جا جمع شوند و قرآن مسلمانان را آتش بزنند! آيا معناى آزادى آتش زدن قرآن مسلمانان است؟ آيا معناى آزادى توهين به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و جريحه دار كردن قلوب يك ميليارد و چهارصد ميليون مسلمان است؟! يا آزادى بايد در مسير علم، تقوا، حقيقت، صداقت و مانند آن به كار گرفته شود.