داستان ياران - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٧ - پيوند حضرت موسى و حضرت شعيب عليهما السلام
دوره راهنمايى كتاب خاصّ ديگرى، و براى دوران دبيرستان و پيش دانشگاهى و دانشگاه، هر كدام كلام خاصّى نوشته مىشود.
٣. هر آيه قرآن داراى نكاتى است؛ در هر آيهاى از آيات قرآن نكته يا نكاتى نهفته است در حالى كه در هر سطرى از سطور كتابهاى ديگر نكتهاى وجود ندارد، بلكه در بسيارى از كتابها، نكات قابل استفاده در كلّ كتاب محدود است.
در هر يك از آيات مربوط به مبدأ و معاد، تاريخ انبيا، بهشت و دوزخ، احكام، اخلاق، فلسفه احكام و مانند آن نكات برجسته و روشنى وجود دارد. با توجّه به اين مقدّمه و ويژگىهاى سه گانه قرآن مجيد، مخصوصاً ويژگى سوم، به سراغ آيات سوره قصص مىرويم و به نكات موجود در آيات مذكور اشاره خواهيم كرد:
حضرت شعيب عليه السلام بعد از نابودى قوم سركش مدين به همراه مؤمنين به آن شهر بازگشته و كم كم آنجا را آباد كردند. آن حضرت در اواخر عمر شريفش پير و ناتوان شده بود و چون ظاهراً پسرى هم نداشت، به ناچار دخترانش گوسفندان را به صحرا مىبردند. از سوى ديگر موساى جوان در مصر شاهد نزاع و درگيرى يك فرعونى با يك نفر از بنى اسرائيل بود. مرد فرعونى به فرد بنىاسرائيلى دستور مىداد كه مقدارى هيزم بر دوش گرفته، آن را به كاخ فرعون ببرد، و مرد بنىاسرائيلى از انجام اين كار طفره مىرفت. [١] همين مطلب باعث نزاع و درگيرى آنها شد. حضرت موسى عليهالسلام به منظور جدا سازى آنها، به آن دو نزديك شد و آنها را از هم جدا كرد. مرد فرعونى وقتى موساى جوان را ديد كه او را از مرد بنىاسرائيلى جدا مىكند به سمت موساى جوان حملهور شد. حضرت موسى عليه السلام به منظور دفاع از خود، مشتى به سمت آن مرد پرتاب كرد كه بر اثر آن
[١]. تفسير نمونه، ج ١٦، ص ٤٢.