داستان ياران - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٤ - داستان ابرهه
علم على عليه السلام گرفته شده است (ولى) علم من و علم همه اصحاب پيامبر در مقابل علم حضرت على عليه السلام همچون قطرهاى در برابر هفت اقيانوس پهناور است» [١] دليل بر گفتار ابن عباس همين نهجالبلاغهاى است كه در دسترس همه ماست اگر نبود جز همين نهجالبلاغه براى شناخت مقام علمى على عليه السلام كافى بود. چه كسى مىتواند همچون خطبه «اشباح، [٢] يا متّقين، [٣] يا قاصعه [٤] و مانند آن بياورد؟ اين كه در روايت آمده است: «اوّل مظلوم عالم على عليه السلام است» [٥] سرّش همين است.
داستان ابرهه
مقارن تولّد پيامبر صلى الله عليه و آله داستان اصحاب الفيل رخ داد. گويا خداوند مىخواهد هشدار دهد كه در آينده نزديك شخصى از سرزمين مكّه ظهور خواهد كرد و اين خانه مقدّس را احيا نموده، و جهان را مملوّ از ايمان و محبّت و دوستى مىكند.
داستان اصحاب الفيل بهطور فشرده در سورههاى فيل و قريش آمده، كه خلاصه اين ماجراى عبرتآموز به شرح زير است:
همان گونه كه در داستان اصحاب الاخدود اشاره شد ذونواس پادشاه ستمگر يمن كه يهودى شده بود مردم را اجبار به پذيرش آيين يهود مىكرد و به همين منظور به نجران آمد و گودالهايى از آتش آماده ساخت، و هر كس در برابرش مقاومت مىكرد را روانه آتش مىكرد. يك نفر از مسيحيان به روم نزد قيصر رفت و ماجرا را گزارش داد و قيصر به نجاشى پادشاه حبشه دستور سركوبى ذونواس
[١]. بحارالانوار، ج ٤٠، ص ١٤٧ و ج ٩٢، ص ١٠٥؛ الغدير، ج ٢، ص ٤٥.
[٢]. نهج البلاغه، خطبه ٩١.
[٣]. نهج البلاغه، خطبه ١٩٣.
[٤]. نهج البلاغه، خطبه ١٩٢.
[٥]. بحارالانوار، ج ١٠٠، ص ٣٣٧ و ٢٩٤ و ٢٦٥.