داستان ياران - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٤ - ٢ روش تبليغى حضرت نوح عليه السلام
در ضمن از اين آيات و آيات مشابه، نهايت دلسوزى پيامبران خدا براى هدايت مردم استفاده مىشود. به عنوان مثال پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از مكّه مملوّ از بتخانه و بتپرستى به طائف سفر مىكند تا دين اسلام را در آنجا تبليغ كرده و پيروان و همراهانى پيدا كند، امّا حاصل تمام زحمات آن حضرت در اين سفر كه همراه با جراحت بدن مباركش بود، تنها ايمان آوردن يك نفر بود. راستى ما براى نصيحت و ارشاد و راهنمايى خانواده و فرزندان خود چقدر وقت مىگذاريم؟! بايك بار و دو بار و سه بار تذكّر، نااميد شده و آنها را به حال خود رها مىكنيم؛ در حالى كه حضرت نوح عليه السلام براى هدايت هر نفر ١٢ سال زحمات فوقالعادهاى تحمّل مىكند.
ابزار هدايت و دعوت
پيامبران در دعوتهاى خويش هم بشارت مىدادند و هم انذار مىكردند؛ هم بشير بودند و هم نذير. و ديگران نيز براى هدايت بايد هم تشويق كنند و هم توبيخ؛ كه هر كدام بدون ديگرى و به تنهايى كارآيى لازم را ندارد. بنابراين، اين كه گفته مىشود بچّهها را فقط تشويق كنيد اشتباه است بايد به هنگام انجام كارهاى پسنديده تشويق، و در زمان ارتكاب كارهاى ناپسند سرزنش و توبيخ شوند؛ دنياى امروز هم همين كار را مىكند؛ براى خوبان بزرگداشت و لوح تقدير و جايزه، و براى بدان مجازات و زندان و توبيخ در نظر مىگيرد.
حضرت نوح عليه السلام نيز هم انذار كرد و هم بشارت داد. قرآن مجيد انذار آن حضرت را چنين نقل مىكند:
« «قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّى لَكُمْ نَذِيرٌ مُّبِينٌ* أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ وَأَطِيعُونِ»؛ گفت اى قوم من! به يقين من براى شما انذاركننده آشكارى هستم كه خدا را پرستش كنيد و از