داستان ياران - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٧ - اصحاب الرس چه كسانى بودند؟
آنها معتقد بودند كه چون صنوبر بزرگ عمرى طولانى دارد و نسبت به ساير درختان مخصوصاً درختان صنوبر بيشتر عمر كرده، حتماً خداست و لايق عبادت، و لذا او را مىپرستيدند. در حالى كه بطلان اين عقيده روشن است، چرا كه درختان طويل العمر در جهان زيادند، در يكى از كتابهاى دائرة المعارف مىخواندم كه در بعضى مناطق دنيا درختى وجود دارد كه بيش از هزار سال عمر كرده، و ارتفاع آن پنجاه متر، و قطر پايين درخت دوازده متر است! اين درخت آنقدر بزرگ و باعظمت است كه اگر آن را ببرند از چوبهاى آن مىتوان تمام خانههاى يك دهكده را ساخت. عظمت اين مخلوقات بايد ما را به سمت خالق و آفريننده آن رهنمون شود. خالقى كه دانه كوچك اين درخت پهناور را در زير خاك قرار داد، و شرايط نمو و رشد آن را فراهم نمود، و آن را رشد داد تا به اين عظمت رسيد.
به هر حال يكى از مفاسد و مشكلات اصحاب الرّس بت پرستى و پرستش درخت صنوبر و خرافات بى اساس مربوط به آن بود.
مشكل ديگر آنان مفاسد اخلاقى گسترده، مخصوصاً انحرافات جنسى در ميان زنانشان بوده است. اين انحرافات به قدرى زشت و ناهنجار بوده كه قلم از شرح و تفسير آن شرم مىكند. خداوند براى هدايت آنها پيامبرى به سويشان مبعوث كرد، كه بعضى نام او را حنظله گفتهاند، ولى اين مطلب ثابت نيست. به هر حال، آن پيامبر الهى در هردو جبهه به مبارزه پرداخت؛ هم با بتپرستى- مخصوصاً پرستش درختان صنوبر-، و هم با مفاسد اخلاقى. امّا متأسفانه ارشادها و تشويقها و سرزنشها و تهديدهاى آن حضرت اثر چندانى نگذاشت و جز افراد كمى از بت پرستى و مفاسد اخلاقى دست برنداشتند.
پيامبر اصحاب الرّس براى اين كه آنها را متوجّه خطايشان در پرستش صنوبر