داستان ياران - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٢ - مشاركت در ثواب و گناه ديگران!
رحمت خداوند)». [١]
اين است عاقبت كسانى كه در مقابل دستورات الهى ايستادگى مىكنند و دچار لجاجت مىشوند.
مشاركت در ثواب و گناه ديگران!
همانگونه كه گذشت و در روايات اسلامى نيز آمده است، آن كس كه ناقه صالح را از پاى درآورد يك نفر بيش نبود [٢]، ولى قرآن مجيد اين كار را به همه مخالفين حضرت صالح نسبت داده، و به صورت صيغه جمع «فعقروها» آورده است؛ سرّ اين مطلب اين است كه: اسلام رضايت باطنى به يك امر و پيوند مكتبى با آن را، به منزله شركت در آن كار مىداند. در واقع، طرح و نقشه اين كار جنبه فردى نداشت، و حتّى كسى كه اقدام به اجراى اين نقشه شوم كرد تنها متكى به نيروى خويش نبود، بلكه به نيروى جمع و پشتيبانى آنها دلگرم بود و مسلّماً چنين كارى را نمىتوان يك كار فردى دانست، بلكه كارى گروهى و جمعى محسوب مىشود. و لذا حضرت على عليه السلام فرمود:
«وانّما عقر ناقة ثمود رجل واحد فعمّهم اللّه بالعذاب لما عمّوه بالرّضا
؛ ناقه ثمود را يك نفر از پاى درآورد، امّا خداوند همه آن قوم سركش را مجازات كرد؛ چرا كه همه به آن راضى بودند». [٣] بنابراين، اگر در شرق عالم معصيتى صورت پذيرد و من در غرب عالم نسبت به آن راضى باشم شريك و سهيم آن گناه خواهم بود. بيش از هزال سال قبل جنايتكاران در كربلا جنايت كردند؛ اگر كسى در عصر و زمان ما داستان آنها را
[١]. سوره هود، آيه ٦٨.
[٢]. بحار الانوار، ج ١١، ص ٣٧٩، ح ٥.
[٣]. نهج البلاغه، خطبه ٢٠١.