داستان ياران - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٥ - ٢ مصاديقى از خرافهپرستى
داد». [١] و در جاى ديگر فرياد «أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى» [٢] سر داد و خود را خداى خدايان كوچك و بزرگ خواند. نمرود نيز چنين ادّعايى داشت، و لذا در پاسخ حضرت ابراهيم عليه السلام كه فرمود: « «رَبِّي الَّذِي يُحْيِى وَيُمِيتُ»؛ خداى من آن كسى است كه زنده مىكند و مىميراند». [٣] گفت: «من نيز زنده مىكنم و مىميرانم» سپس دو زندانى (محكوم به مرگ) را حاضر كرد يكى را گردن زد و ديگرى را آزاد كرد. سپس حضرت ابراهيم عليه السلام فرمود: « «فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِى بِالشَّمْسِ مِنْ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِى كَفَرَ»؛ خداوند خورشيد را از افق مشرق مىآورد (اگر راست مىگويى) تو آن را از مغرب بياور!» مرد كافر مات و مبهوت و وامانده شد.
خلاصه اين كه در برههاى از تاريخ انسان نيز مورد پرستش قرار گرفته است.
٨. شيطان پرستى نوع جديدى از بت پرستى است كه اخيراً مطرح شده است.
اينها در واقع هوا پرستند، و چون مايلند كاملًا آزاد باشند و دست به هر كار زشتى بزنند به شيطان پرستى روى آوردهاند.
خلاصه اين كه در طول تاريخ هر گروهى بتى داشته، و به پرستش آن مشغول بودهاند و انبيا و اوليا زحمات طاقت فرسايى براى مبارزه با بت پرستى و از ميان بردن آن كشيدهاند.
ب) خرافه هولوكاست!
علاوه بر خرافه بت پرستى كه از بزرگترين خرافههاست، خرافههاى متعدّد ديگرى در زمانهاى گذشته و در عصر و زمان ما وجود داشته و دارد. حتّى در
[١]. سوره شعرا، آيه ٢٩.
[٢]. سوره نازعات، آيه ٢٦.
[٣]. سوره بقره، آيه ٢٥٨.