داستان ياران - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٦ - ٢ مصاديقى از خرافهپرستى
مثلًا هركس در هر برنامهاى دچار شكست مىشود گناه آن را به گردن سحر و جادو مىاندازد و مىگويد: «همسايهاى كه رابطه خوبى با من ندارد، مرا سحر كرده است» در حالى كه چنين نيست. كاسب اگر ديرهنگام در مغازهاش را باز كند و زود ببندد و با مشترى بداخلاقى كند و جنس نامرغوب عرضه نمايد و ورشكست شود، مدعى مىشود كه او را جادو كردهاند. بايد به چنين شخصى گفت: جادوى تو دير آمدن و زود رفتن، و عرضه جنس نامرغوب، و بدرفتارى با مشتريان است. اگر اين اشكالات را برطرف كنى ورشكست نمىشوى يا دخترى كه به سنّ بالايى رسيده و هنوز ازدواج نكرده، ادّعا مىكند كه او را جادو كردهاند، در حالى كه علّت آن، رد كردن خواستگاران مناسب در زمان جوانى، يا سختگيرىهاى بى مورد پدر و مادر يا طرح شرايط سخت و سنگين، گرفتن مبلغ مهريه و مانند آن بوده است. اگر در آن زمان از مهريه سنگين و شرايط سخت چشم پوشى مىكرد و به خواستگار جوان مسلمان باايمانى جواب مثبت مىداد اكنون در حسرت آمدن يك خواستگار با ويژگى هايى بسيار پايينتر چشم به در خانه نمىدوخت.
دختران جوان! پدر و مادر دختران! بى جهت خواستگارها را رد نكنيد. اگر آنها اكنون خانه و ماشين و پول آن چنانى ندارند، غالب مردان در شروع زندگى چنين بودهاند، و به تدريج در سايه تلاش و كوشش خودشان، و همكارى پدر و مادر، و لطف و عنايت خدا، صاحب همه چيز شدهاند. بنابراين، مشكلاتى كه با دست خودمان درست كردهايم را به گردن سحر و جادو نيندازيم. كه اين كار نه تنها مشكل را حل نمىكند، بلكه منشأ مشكلات ديگرى نيز مىشود. زيرا عدّهاى انسانهاى فرصت طلب و سودجو منتظرند از اين اعتقادات باطل سوء استفاده كنند و براى بطلان مثلًا سحر و حل مشكلات وارد ميدان شوند. آنها مبالغ كلانى