داستان ياران - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧ - شأن نزول سوره كهف
بىحاصلى قرار مىدهيم». [١]
آرى همه زيورها و زينتهاى دنيا، كه ابزارى براى آزمايش است، روزى نيست و نابود خواهد شد. در آن روز نه خبرى از قصرها و كاخها خواهد بود، و نه اثرى از پست و مقام خواهد بود، و نه نشانهاى از كوهها و قلهها خواهيد يافت، و نه حتّى درخت و گياهى پيدا خواهد شد، بلكه سطح كره زمين به سرزمين خشك و خالى از گياه تبديل خواهد شد.
مىگويند: وقتى غم و غصّهها زياد شده و به انسان هجوم آورد، سرى به قبرستان بزند و فاتحهاى براى اموات بخواند و اندكى فكر كند كه (مثلًا) صد سال پيش چه كسانى وجود داشتند و چه زندگىهايى برپا كرده بودند، امّا اكنون نه از فقراى آنها اثرى هست و نه از اغنيا و ثروتمندانشان. صد سال ديگر هم از ما خبرى نخواهد بود، پس غم و غصّه براى چه؟ بايد به فكر آن روز باشيم، و براى آن زمان كارى كنيم.
شأن نزول سوره كهف
بسيارى از مفسّران، از جمله مرحوم طبرسى [٢] شأن نزول سوره كهف را چنين بيان داشتهاند:
«پس از آنكه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله، اسلام را به مردم جزيرة العرب عرضه نمود كفّار قريش با هم مشورت كردند و گفتند: «نكند آنچه را محمّد آورده واقعيّت داشته باشد و فردا بلايى بر ما نازل گردد و بيچاره شويم. بنابراين، لازم است پيرامون ادّعاهاى او تحقيق كنيم». پرسيدند: از چه كسى؟ گفتند: «علماى يهود اطّلاعات
[١]. سوره كهف، آيه ٨.
[٢]. تفسير مجمع البيان، ج ٦، ص ٣١٣.