داستان ياران - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٩ - كيفيّت يا كميّت؟
طالوت وقتى لشكر عظيم جالوت را ديدند، تصوّر كردند كه تاب مقابله و درگيرى با آنها را ندارند. امّا افراد قوى الايمان گفتند: « «كَمْ مِّنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ»؛ چه بسيار گروههاى كوچك كه به فرمان خدا، بر گروههاى بزرگ پيروز شدند، و خداوند با صابران (و استقامت كنندگان) است». [١] سپس حضرت داود عليه السلام- كه بعدها پيامبر خدا شد- به وسيله قلّاب سنگ، سنگى را به سمت جالوت پرتاب كرد. سنگ به پيشانى جالوت اصابت كرد و او را از روى اسب به زمين انداخت و بدين وسيله سپاهيان جالوت فرار كردند و لشكر كوچك امّا با كيفيّت طالوت پيروز شد.
٤. به هنگام عزيمت سپاه اسلام به سمت تبوك، انبارهاى غذايى خالى بود و لشكريان اسلام موادّ غذايى كافى نداشتند. اعلان شد هركس به مقدار توانش موادّ غذايى براى رزمندگان اسلام بياورد. هركس به تناسب ثروتش كمك كرد.
بعضى از ثروتمندان تا سه هزار كيلو خرما اهدا كردند. خرمنى از خرما تهيّه شد.
جوان كارگر مؤمنى كه ثروتى نداشت و با تهيّه آب آشاميدنى و فروش آن روزگار مىگذراند تصميم گرفت در اين كار خير شركت كند، امّا درآمدش بيش از هزينههاى روزانه خانوادهاش نبود. براى رسيدن به هدفش تصميم گرفت يك شب نخوابد و اضافه كارى كند، حاصل اين كار چند كيلو خرماى خشك شد.
صبح هنگام خرماها را داخل دامن لباسش ريخت و خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آورد.
عدّهاى از منافقين كه در آنجا حضور داشتند شروع به تمسخر ابوعقيل جوان كردند. آيه شريفه ٧٩ سوره توبه نازل شد، كه:
« «الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِى الصَّدَقَاتِ وَالَّذِينَ لَايَجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ»؛ كسانى كه از مؤمنان فرمانبردار در
[١]. سوره بقره، آيه ٢٤٩.