داستان ياران - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٦ - شرح و تفسير
شرح و تفسير
آيه ٨٤ سوره هود پس از تصريح به نبوّت حضرت شعيب، سخن از بايدها و نبايدهاى دعوت آن حضرت به ميان آورده و مىفرمايد:
« «وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْباً قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ»؛ و به سوى «مدين» برادرشان شعيب [١] را (فرستاديم)، گفت: «اى قوم من! خدا را پرستش كنيد، كه جز او، معبود ديگرى براى شما نيست».
سه نكته در اين قسمت از آيه شريفه قابل توجّه است و نياز به توضيح دارد.
نخست اين كه «مدين» (بر وزن مريم) جزء مناطق شامات و نزديك صحراى سينا در مشرق «خليج عقبه» قرار گرفته، كه مردم آن از فرزندان حضرت اسماعيل عليه السلام بودند. امروزه شهر مدين «معان» ناميده مىشود و در تورات از آن تعبير به «مديان» شده است. [٢] اين شهر منطقهاى بسيار خوش آب و هوا و پر درآمد بوده و ساكنان آن تجّارى بودند كه از مناطق مختلف مثل لبنان، مصر و فلسطين به آن منطقه سفر كرده و در آنجا داد و ستد مىكردند.
نكته دوم تعبير «اخاهم» است، خداوند متعال مىفرمايد: «ما به سوى آنها برادرشان شعيب را فرستاديم». تعبير به «برادر» نه تنها در مورد حضرت شعيب، بلكه درباره برخى ديگر از پيامبران الهى عليهم السلام نيز ديده مىشود. سرّ اين تعبير آن است رابطه برادرى رابطهاى است كاملًا عاطفى، برابر و بدون هيچگونه برترى جويى. رابطه برادرى رابطهاى است دلسوزانه، پرمحبّت، با علاقه فراوان و بر
[١]. حضرت شعيب مردى بسيار سخنور بودهاند تا آنجا كه طبق نقل مرحوم مجلسى رحمه الله در بحار الانوار، ج ١٢، ص ٣٨٥ به ايشان لقب خطيب الانبيا داده شد. ايشان هم در سخن گفتن مهارت داشته و هم اهل منطق و حرف حساب بودهاند.
[٢]. اعلام القرآن، ص ٥٧٣.