داستان ياران - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٣ - ٢ مصاديقى از خرافهپرستى
ح) خرافهاى به نام سحر و جادو!
اصل سحر و جادو واقعيّت دارد، و قرآن مجيد در آيات متعدّد در مورد آن سخن گفته است، ولى غالب آنچه را مردم سحر و جادو مىپندارند اوهام و خيالات و خرافاتى بيش نيست. و در آنجا هم كه سحر است غالباً چشمبندى است نه واقعيّت. براى روشن شدن اين ادّعا، آيات مربوط به مبارزه حضرت موسى عليه السلام و جادوگران دربار فرعون، در سوره اعراف را اجمالًا تفسير مىكنيم تا معلوم شود چه نوع چشم بندى و تردستى بوده است.
« «وَجَاءَ السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ قَالُوا إِنَّ لَنَا لَأَجْراً إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِينَ»؛ ساحران نزد فرعون آمدند و گفتند: «آيا اگر ما پيروز گرديم، اجر و پاداش مهمّى خواهيم داشت؟!». [١]
« «قَالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ»؛ (فرعون) گفت: آرى، و شما از مقرّبان خواهيد بود». [٢] يعنى هم اجرت و دستمزد ارزشمندى به شما مىدهم و هم جزء مقرّبان دربارم خواهيد شد. از اين تعبير استفاده مىشود كه مقرّب درگاه بودن، از اجر و پاداش و مزد و ثواب بالاتر و ارزشمندتر است. به هر حال، زمان مبارزه فرا رسيد و اسباب و لوازم كار آماده شد و مردم با توجّه به اين كه روز عيد تعطيل بود جمع شدند، تا اين مبارزه را به تماشا بنشينند.
« «قَالُوا يَا مُوسَى إِمَّا أَنْ تُلْقِىَ وَإِمَّا أَنْ نَّكُونَ نَحْنُ الْمُلْقِينَ»؛ (و چون روز مبارزه فرا رسيد ساحران) گفتند: اى موسى! يا تو (وسايل سحرت را) بيفكن، يا ما مىافكنيم». [٣] همانگونه كه قبلًا اشاره شد يكى از دستورات اديان الهى اين است كه آغازگر مبارزه نباشند، بلكه منتظر و آماده باشند كه اگر دشمن حمله كرد دفاع
[١]. سوره اعراف، آيه ١١٣.
[٢]. سوره اعراف، آيه ١١٤.
[٣]. سوره اعراف، آيه ١١٥.