داستان ياران - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٢ - ٢ مصاديقى از خرافهپرستى
اعتبارى ندارد، و خرافهاى بيش نيست. البتّه اگر خانه يا مغازهاى از پول حرام تهيّه شده، يا بدون رضايت مالك اصلى آن در تصرّف شما درآمده باشد، ممكن است چنين خانه يا مغازهاى شوم باشد. امّا بى جهت نمىتوان فرد يا افراد يا ملك و املاكى را شوم و نحس شمرد. در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم:
«ان كان فى شىء شوم ففى اللّسان
؛ اگر در چيزى شومى و نحوست وجود داشته باشد، در زبان است». [١]
اين زبان است كه گاه بد گردش مىكند و دروغ مىگويد يا غيبت مىكند يا تهمت مىزند يا شايعه پخش مىكند، و يا آلوده دهها گناه ديگر مىشود. در روايت ديگرى مىخوانيم كه: وقتى از رسول خدا صلى الله عليه و آله در مورد شومى و نحسى پرسيده شد فرمودند:
«سوء الخلق
؛ نحسى در بداخلاقى است». [٢] و در حديث ديگرى از آن حضرت مىخوانيم:
«الرّفق يمن،
والخرق شؤم
؛ نرمى و خوش خلقى باميمنت و پربركت، و بداخلاقى شوم و نحس است». [٣]
بنابراين، بى علّت نبايد كسى يا ملكى يا چيزى را شوم دانست. متأسفانه بعضى از مديران كه بر اثر ضعف و سوء مديريّت شكست مىخورند، شكست خود را به پاى نحسى و فال بد مىگذارند، و شهامت اعتراف به ضعف مديريت خود را ندارند. زمانى بود كه هر مشكل و گرفتارى پيدا مىشد آن را مستند به دشمنان خارجى مىكردند! در حالى كه نبايد سوء مديريّتها و كم كارىها و ضعفها را ناديده گرفت و همه چيز را به پاى دشمن نوشت.
[١]. كافى، ج ٢، ص ١١٦، ح ١٧.
[٢]. تنبيه الخواطر، ج ١، ص ٨٩، به نقل از ميزان الحكمة، باب ٢٤٣٧، ح ١١٣٤٩.
[٣]. بحار الانوار، ج ٧٥، ص ٥٩، ح ٢٣.