پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٤ - ٤- مكاشفات «رحمانى» و «شيطانى»!
فريبنده بىاساس را به طور سرِّى به يكديگر مىگفتند» (انعام ١١٢).
اينها در واقع يك نوع آزمون و امتحان است تا صفوف مؤمنان و غير مؤمنان از هم جدا شود، و نيز در همين سوره مىخوانيم:
«وَ انَّ الشَّياطِيْنَ لَيُوحُونَ الى أَوْلِيائهِم؛
شياطين مطالبى را به دوستان خود به طور سرى القاء مىكنند»! (انعام ١٢١).
به همين دليل انسان وقتى به كتب «صوفيه» مراجعه مىكند آنها را مملو از مكاشفاتى مىبيند بسيار وحشتناك كه آثار نادرستى از آنها نمايان است، در اينجا فقط به چند نمونه مختصر اشاره مىكنيم مبادا از اصل مطلب دور بمانيم، ولى تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل.
١- در كتاب «صفوة الصفا» كه در شرح حالات «شيخ صفى الدين اردبيلى» به قلم يكى از مريدان او نوشته شده، چنين آمده است: يكى از مردان كار كرده به شيخ گفت: در عالم خواب ديدم سرآستين شيخ از عرش بود تا ثرى (خاك) شيخ گفت: اين را به قدر حوصله تو، به تو نشان دادهاند!
٢- محىالدين عربى در كتاب «مُسامَرَة الأَبْرار» مىگويد: رجبيون كسانى هستند كه داراى يك نوع رياضتند و از آثار آن اين است كه در حالت مكاشفه «رافضىها» (شيعهها) را به صورت خوك مىبينند!!
٣- شيخ عطار در كتاب «تَذْكِرةُ الأَوْليأ» در حالات «با يزيد بسطامى» مىنويسد:
مدتى خانه را طواف مىكردم، چون به حق رسيدم خانه را ديدم كه گرد من طواف مىكرد! ... حق تعالى مرا به جايى رسانيد كه خلايق را به جملگى در ميان دو انگشت خود ديدم!! [١]
٤- در همان كتاب آمده است كه «با يزيد» گفت: حق تعالى مرا دو هزار مقام پيش خود حاضر كرد و در هر مقام مملكتى بر من عرضه داشت، من قبول نكردم! [٢]
[١]. تذكرة الاولياء، صفحه ١٠٢.
[٢]. تذكرة الاولياء، صفحه ١٠١.