پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٢ - شرح مفردات
موجودات بيرون مىآيند، به شكستن روزه «افطار» گفته مىشود به خاطر اينكه گوئى روزه يك امر متصل و ممتد كه به اين وسيله از هم شكافته مىشود.
به قارچهايى كه از زمين مىرويد «فُطر» (بر وزن قُطر) مىگويند از جهت اينكه زمين را به سرعت مىشكافد و بيرون مىآيد، و نيز به همين مناسبت به دوشيدن پستان حيوانات با سر انگشتان «فطر» (بر وزن سطر) اطلاق مىگردد.
اين واژه در مورد خمير كردن آرد نيز به كار مىرود در آنجا كه آرد را خمير كنند و به سرعت نان بپزند. [١]
به هر حال منظور از اين واژه در آيات مورد بحث همان خلقت الهى، و آفرينش نخستين، و هدايت تكوينى به سوى يك سلسله از حقايق است كه از آغاز در درون جان انسان به وديعت نهاده شده، و با خميره وجود او آميخته و عجين گرديده است.
«نفس» چنانكه قبلًا نيز اشاره كردهايم به معناى «روح» انسان است، و گاه به ذات چيزى «نفس» نيز گفته مىشود، چنانكه در قرآن مجيد مىخوانيم: «وَيُحذَّرُكُمُ اللَّه نَفْسَه؛ خداوند شما را از خودش (از مخالفتش) بر حذر مىدارد» اين واژه به معناى «خون» و «چشم» و «شخص» نيز آمده است. [٢]
گاه نيز به خصوص «نفس امّاره» و سركش نيز اطلاق مىگردد.
ولى در آيات مورد بحث به معناى «وجدان» آمده كه بخشى از روح آدمى را تشكيل مىدهد.
«صِبْغَة» از ماده «صَبَغَ» در اصل به معناى «رنگ كردن» است و به نتيجه آن «صبغة» گفته مىشود و «صِبغ» (بر وزن صدق) به معناى «نان خورش» و غذايى است كه انسان با نان مىخورد چرا كه نان با آن رنگين مىشود، و بعضى آن را به معناى روغ زيتون كه نان را به آن آغشته كرده و مىخوردند مىدانند.
به گفته راغب صبغه در آيه مورد بحث اشاره به عقل است كه خداوند در وجود
[١]. كتاب العين، لسان العرب، و مفردات راغب.
[٢]. مجمع البحرين طريحى ماده نفس، و مفردات راغب.