پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٥ - ٩- علم، نور و روشنايى است
«اقْرَاْ بِاسْمِ رَبّكَ الَّذى خَلَقَ- خَلَقَ اْلِانْسانَ مِنْ عَلَقٍ- اقْرَأْ وَ رَبُكَ اْلَاكْرَمُ- الَّذى عَلَّمَ بِالْقَلَمِ- عَلَّمَ اْلِانْسانَ ما لَمْ يَعْلَم؛ بخوان به نام پروردگارت كه جهان را آفريد- همان كس كه انسان را از خون بستهاى خلق كرد- بخوان كه پروردگارت از همه گرامىتر است- همان كسى كه به وسيله قلم تعليم داد، و به انسان آنچه را نمىدانست آموخت» (علق ١- ٥)
اين آيات كه از نخستين جرقههاى وحى بر قلب پاك پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در جبل النور، و در كنار غار «حرا» حكايت مىكند با مسأله معرفت شروع و با معرفت پايان مىگيرد.
نخست از قرائت كه يكى از ابزار شناخت است، سخن مىگويد، و در آخر نيز از معلم بزرگ عالم هستى يعنى خداوند كه انسان شاگرد كوچك دبستان او است بحث مىكند.
آيا اينها دليل روشنى بر امكان و لزوم شناخت نيست؟
٩- علم، نور و روشنايى است
«قُلْ هَلْ يَسْتَوِى اْلَاعْمى وَ الْبَصير امْ هَلْ تَسْتَوِى الظُلُماتُ وَالنُّورُ؟؛ بگو آيا نابينا و بينا يكسانند؟ يا ظلمات و نور مساويند؟» (رعد ١٦).
«وَما يَسْتَوِى اْلَاعْمى وَالبْصَيرُ- وَلَا الظُلُماتُ وَلَاالنُورُ- وَلَا الّظِلُّ وَلَا الْحَروُرُ؛
هرگز نابينا و بينا مساوى نيستند، و نه ظلمتها و روشنائى، و نه سايه آرامبخش و بادهاى داغ و سوزان» (فاطر ١٩- ٢١).
در اين آيات ظلمت را هم رديف نابينايى، و نور را هم رديف بصيرت و بينايى قرار داده، اشاره به اينكه علم و معرفت، نور و روشنايى است، جهل و ناآگاهى مساوى با كورى است، و اين از زيباترين تعبيرات براى تشويق به معرفت و