پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٣ - ٢- حقيقت وحى چيست؟
حقيقت آن بىاطلاعيم با اين حال چگونه ما مىتوانيم به خاطر عدم درك جهان اسرارآميز وحى كه مربوط به عالم ماوراى طبيعت است آن را نفى كنيم، و يا زير سؤال بريم؟
هدف از آنچه گفته شد استدلال بر ثبوت مسأله وحى نبود، بلكه براى رفع استبعاد و پاسخ به كسانى است كه وحى را به خاطر عدم ادراك حقيقت آن انكار مىكنند.
براى اثبات مسأله وحى ما راههاى روشنى داريم كه از جمله اينكه:
١- از يكسو مىبينيم مردانى با دعوى نبوت ظاهر شدهاند و كتابها و تعليماتى با خود آوردهاند كه مافوق قدرت و فكر بشر است، يك انسان درس نخوانده و از محيط فوقالعاده عقب افتادهاى مانند محيط حجاز در عصر جاهليت چگونه ممكن است كتابى همچون قرآن با اين محتواى عظيم بياورد؟!
٢- از سوى ديگر دعوى وحى از طرف انبيا همواره قرين با معجزات و خارق عاداتى بوده كه نشان مىداده آنها به عالم ماوراى طبيعت ارتباط دارند.
٣- از سوى مردم جهان بينى توحيدى مىگويد خداوند ما را براى تكامل و حركت به سوى ذات پاكش كه ذاتى است بى نهايت آفريده، و مسلّماً پيمودن اين راه با تمام پيچ و خمها، فراز و نشيبها، و مشكلات و خطرات تنها با پاى عقل امكانپذير نيست، چرا كه عجز و ناتوانى عقل را از درك بسيارى از حقايق به خوبى مىبينيم، و اختلافات عظيم دانشمندان و متفكران را مشاهده مىكنيم، و محصول زندگى جوامعى را كه تنها با عقل خود و قوانينى كه خود وضع كردهاند مىخواهند زندگى فردى و اجتماعى را اداره كننده مشاهده مىكنيم.
بنابراين يقين داريم كه خدا نوع انسان را تنها نمىگذارد و علاوه بر نيروى عقل او را به وسيله رهبرانى كه با عالم غيب ارتباط دارند، و از درياى علم الهى سيراب مىشوند، مدد مىكند، و دستش را مىگيرد و به سوى منزل مقصود رهنمون مىگردد.
ما با اين سه قرينه به خوبى مىتوانيم رابطه ميان جهان انسانيت و عالم ماوراى