پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٧ - * تبليغات مسموم
ولى قرائن نشان مىدهد كه اين پيشنهاد عملى شده است، وگرنه بعيد به نظر مىرسد در قرآن با اين اهميّت مطرح گردد كه آيات بعد از آن حكايت از آن مىكند.
ولى به هر حال مىدانيم اين نقشه تبليغاتى نيز اثر قابل ملاحظهاى نداشت و در مؤمنان پاكدل و پاكباز نخستين، اثرى نبخشيد.
پنجمين و آخرين بخش از اين آيات، باز گوشه ديگرى از مبارزات فرعون را با موسى بن عمران عليه السلام بيان مىكند كه وقتى مىخواست با تبليغات خود افكار مردم را كه مىرفت تحت تأثير آيين موسى قرار گيرد، منحرف سازد دست به تبليغات گوناگونى زد كه يكى از آنها در اين آيات منعكس است.
او نخست بر شرافت خاندان خود به اصطلاح تكيه كرد، و گفت مسلماً من نسبت به اين مرد (موسى) كه از خانواده پايينى مىباشد (از بردگان بنىاسرائيل و از طبقه چوپان!) برترى دارم.
به علاوه او نمىتواند با فصاحت سخن بگويد و من از او فصيح ترم!
از همه اينها گذشته او چرا دست بند طلا ندارد كه نشانه شخصيت او باشد؟
و از اين گذشته، اگر او راست مىگويد فرستاده خداست پس چرا فرشتگان همراه او نيامدهاند تا سخنش را تصديق كنند؟!
و به اصطلاح با اين چهار دليل به ابطال ادعاى نبوت موسى پرداخت.
قرآن در اين آيات مىگويد: او قوم خود را «استخفاف» كرد لذا از او اطاعت كردند.
«اسْتَخَفَّ» از ماده «خفيف» به معناى سبك است، و در اينجا منظور اين است كه فرعون تلاش كرد آنها را به سبك مغزى بكشاند، لذا در تفسير «مجمع البيان» مىخوانيم: به معناى جمله اين است كه فرعون عقلهاى قوم خود را سبك شمرد، يا سبك كرد، تا از او پيروى نمايند. [١]
در تفسير «فى ظلال القرآن» آمده است كه استخفاف طغيانگران نسبت به
[١]. تفسير مجمع البيان، جلد ٩، صفحه ٥١.