پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧
مىكند: و ما يهلكنا الا الدهر «تنها طبيعت است كه ما را مىميراند» [١]
شاخه ديگر: كفر به معنى «انكار توأم با معرفت و يقين است، همانگونه كه در قرآن آمده است: وَجَحَدُوا بِها وَاسْتَيْقَنَتْها انْفسُهُم ظُلْماً وَعُلوّاً:
آيا الهى را از روى ظلم و برترى جوئى انكار كردند در حالى كه در دل به آن يقين داشتند. [٢]
سوم «كفر معصيت و ترك طاعت» است، همانگونه كه خداوند درباره گروهى از بنىاسرائيل كه بعضى از دستورات الهى را عمل مىكردند و بعضى ديگر را ترك مىگفتند، مىفرمايد: افَتُؤِمنُنَ بِبَعْضِ الكِتابِ وَتَكْفُرونَ بِبَعضٍ: «آيا به قسمتى از كتاب خدا ايمان مىآوريد و به قسمتى كافر مىشويد»؟! [٣]
«قسم چهارم» كفر به معنى برائت و بيزارى است، همانگونه كه خداوند از قول ابراهيم در برابر بتپرستان نقل فرموده است: «كَفَرْنابِكُمُ» يعنى «ما از شما بيزاريم» [٤] و نيز فرموده است: «يَوْمَ القيامَةِ يَكْفُرُ بَعْضُكُم بِبَعضٍ: «در قيامت بعضى از شما از بعضى ديگر (به خاطر عقائد و اعمالشان) بيزار مىشوند»! [٥]
و اما قسمت پنجم از كفر «كفر به معنى ناسپاسى نعمت» است، همانگونه كه خداوند فرموده: لَئِنْ شَكَرتُم لَازيَدنَّكُم وَلَئِنْ كَفَرتُم انَّ عَذابى لَشَديدٌ: «اگر شكرگزارى كنيد نعمت را بر شما افزون مىكنم، و اگر كفران كنيد عذاب من دردناك است». [٦]
سپس امام عليه السلام اقسام «شرك» را كه در قرآن مجيد آمده است، جمعآورى فرموده و آنها را به عنوان «شرك اعتقادى» «شرك عملى» «شرك اطاعت» «شرك ريا» با ذكر آياتى از قرآن مجيد شرح مىدهد. [٧]
[١]. جاثيه ٢٤.
[٢]. نمل ١٤.
[٣]. بقره ٨٥.
[٤]. ممتحنه ٤.
[٥]. عنكبوت ٢٥.
[٦]. ابراهيم ٧.
[٧]. بحارالانوار، جلد ٦٩، صفحه ١٠٠ تا ١٠٢ (با تلخيص فراوان)