پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٧ - ١- امكان شناخت از ديدگاه «فلسفه»
ممكن است يك ساعت باران بيايد و ساعت بعد آفتابى باشد، پس اجتماع ضدين ممكن است اما اگر بپرسيم در جاى معين و ساعت معين آيا اين دو جمع مىشوند؟ مىگويد نه.
و در مقابل اين معلومات بديهى يك سلسله «معلومات نظرى» است كه خطا و اشتباه در آن راه دارد، و تمام آنچه را اين آقايان درباره عدم امكان شناخت گفتهاند مربوط به بخش معلومات نظرى انسان است.
همچنين ما يك سلسله واقعيتها را مىشناسيم كه مطلق است، و هيچگونه نسبيت در آن راه ندارد، مانند مثالهايى كه در بالا زديم (رابطههاى رياضى ميان اعداد، عدم امكان جمع ضدين يا جمع نقيضين)
ولى انكار نمىتوان كرد كه يك سلسله مفاهيم نسبى نيز وجود دارد كه با دگرگون شدن شرايط دگرگون مىشود، مثلًا سردى و گرمى به يك معنا يك امر نسبى است، هر چيز كه حرارت آن بيشتر از حرارت بدن انسان باشد مىگوييم گرم است، و هر چيز كه حرارت آن كمتر از بدن ماست مىگوييم سرد است، بنابراين اگر درجه حرارت بدن ما دگرگون شود مفهوم گرمى و سردى نيز براى ما دگرگون خواهد شد، و لذا گاه دو نفر در يك اتاق نشستهاند يكى احساس گرما مىكند و مىگويد درها را باز كنيد، و ديگرى احساس سرما و مىگويد بخارى بياوريد!
البتّه در تمام اين موارد يك واقعيت وجود دارد و آن درجه حرارت اتاق است، و يك واقعيت ديگر كه درجه حرارت بدن ماست، منتها برداشت گرمى و سردى امر دگرگونى است كه از مقايسه آن دو به دست مىآيد و قضاوتها درباره آن متفاوت است.
همچنين در جهان يك سلسله واقعيتهاى ثابت داريم، و يك سلسله واقعيتهاى متغير، مثالهايى كه در بالا گفتيم و هر چه مانند آن است جزء واقعيتهاى ثابت است، حتى ماركسيستها كه همه چيز را متغير مىدانند باز اصل تغيير و تحول را به عنوان يك اصل ثابت استثنا مىكنند، و مىگويند: همه