پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٣ - گواهى فلاسفه و دانشمندان بر محدوديت علم بشر
چيزى كه مىتواند آن را در هم بشكند توجه به ناچيز بودن دانشهاى بشرى در برابر مجهولات است، به دلايلى كه در بالا ذكر شد.
توجه به اين واقعيت است كه دانشمند ژرف بين را وادار به اين اعتراف مىكند كه «دانش من به جايى رسيده كه مىدانم نادانم» و معلومات خود را صفر و مجهولات را در برابر آن بىنهايت مىبيند.
٢- حركت علمى سريعتر- توجه به اين واقعيت انسان را به تلاش و كوشش بيشتر و جهاد مخلصانهتر براى گشودن رازهاى عالم هستى وادار مىكند، به خصوص اينكه درهاى معرفت و شناخت را به روى خود گشوده مىبيند، و هرگز از درك بيشتر مأيوس نيست.
روشن است تا انسان احساس نقص نكند به سوى كمال نمىرود، و تا درد را حس نكند به دنبال درمان نمىشتابد، و اين است كه مىگويند احساس درد يكى از نعمتهاى بزرگ خداست، و بدترين بيمارىها آن بيمارى است كه با درد همراه نباشد! زيرا هنگامى انسان با خبر مىشود كه او را از پاى در آورده است.
توجه به ناچيز بودن دانشهاى بشرى اين واكنش مثبت را در وجود انسان دارد كه او را به دنبال تحقيق بيشترى مىفرستد و شايد تأكيدهاى قرآن روى نقصان علم بشر يكى از اهدافش باشد.
٣- توجه به مبدأ والاتر- تأثير مثبت ديگرى كه احساس كمبود علمى و محدوديت دانش بشر روى هر انسانى مىگذارد اين است كه خواه ناخواه خود را نيازمند به مبدأ والاترى مىبيند كه همه اسرار و رازهاى جهان نزد او روشن است، اين مسأله زمينه را براى پذيرش دعوت انبيا آماده مىسازد، و راه توجه به منابع و طرق فوق بشرى را به روى او مىگشايد.
به هر حال توجه به محدوديت علم بشر قطع نظر از اين كه يك واقعيت است آثار تربيتى مثبت فراوانى نيز دارد.