پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢١ - گواهى فلاسفه و دانشمندان بر محدوديت علم بشر
از كتابهاى خود مىگويد:
«آنچه تا كنون از كتاب طبيعت خواندهايم بسيار چيزها به ما آموخته است و ما به اصول زبان طبيعت آشنا شدهايم ... ولى با اين همه مىدانيم كه درباره مجلداتى كه خوانده و فهميده شده هنوز از حل و كشف كامل اسرار طبيعت دوريم». [١]
و بر اين گواهىها بايد اين جمله را بيفزاييم.
عجب اين است كه هر كشف تازهاى مىشود بر حجم مجهولات انسان افزوده مىگردد، يا به تعبير ديگر كشفهاى جديد دانشمندان در زمينههاى مختلف مانند كشف كتابخانههاى تازه، يا كشف گنجهاى گرانبهايى در نقاط مختلف روى زمين است.
بديهى است اگر ما از وجود كتابخانهاى در يكى از شهرها، و يا گنج مهمى در يكى از ويرانهها آگاه شويم يك مجهول را كشف كردهايم، ولى هزاران مجهول در اطراف آن خودنمايى مىكند، تعداد كتابها، محتواى آنها، نويسندگان اين كتابها، و مشخصات آنها، و امور ديگرى از اين قبيل، و همچنين مشخصات محتويات آن گنجها.
راه دور نمىرويم، آن روز كه جهان جاندارن ذرهبينى (ميكروبها و باكترىها و ويروسها) هنوز كشف نشده بود اين مطلب بر انسان كاملًا مجهول بود، اما همينكه «پاستور» نخستين گام در اين زمينه برداشت، عالم بزرگى با هزاران هزار مجهول در برابر او خودنمايى كرد.
كشف سياره «اورانوس» و «نپتون» و «پلوتون» در منظومه شمسى، و كشف كهكشانهاى جديد همه از اين قبيل است اينجاست كه بايد با نهايت خضوع اعتراف كنيم كه تمام علوم و دانشهاى بشرى همانند نور يك شمع است، و حقايق اين جهان همچون نور آفتاب و از آن عظيمتر!
و اينجاست كه بايد بگوييم: سُبْحانَكَ اللّهُمَّ لا عِلْمَ لَنا الَّا ما عَلّمتَنا
اين سخن را با كلام عظيمى از يك گويندهاى عظيم يعنى سخنى از خطبه اشباح اميرمؤمنان على عليه السلام پايان مىدهيم آنجا كه مىفرمايد:
«وَاْعْلَمْ انْ الّراسخينَ فى الْعِلمِ هُمُ الّذينَ اغناهُمْ عَنِ اقتحامِ السُّدَدِ الْمَضْروَبِة
[١]. خلاصه فلسفه نسبيت.