پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٥ - ١- امكان شناخت از ديدگاه «فلسفه»
مسأله شناخت» اشتباه كردهاند، استدلالات آنها هرگز امكان شناخت را نفى نمىكند، بلكه در نهايت ثابت مىكند معارف انسان محدود و گاهى آلوده به پارهاى از خطاهاست.
آنها نمىتوانند انكار كنند كه «شهاب» وجود خارجى دارد، بلكه مىگويند يك نقطه نورانى بيش نيست كه بر اثر خطاى باصره به صورت يك خط ممتد آتشين در نظر ما مجسم مىشود پس خطا در اصل وجود شهاب نيست، بلكه در اين خط ممتد آتشين است.
همچنين خطا در اصل وجود خيابان و درختان در دو طرف آنها نيست، خطا در اين است كه هرچه درختها از ما دورتر مىشود آنها را به يكديگر نزديكتر مىبينيم، همچنين در اصل وجود آب، و درجه معينى از حرارت، مرتكب خطايى نشدهايم، بلكه خطا در تشخيص كميّت اين حرارت است.
ولى همانگونه كه قبلًا اشاره كرديم ما هرگز مدعى نيستيم كه همه حقايق جهان را درك مىكنيم، و يا همه آنچه را درك مىكنيم خالى از هرگونه خطاست، هدف اثبات امكان معرفت و شناخت به صورت قضيه جزئيه است، و تمام اشتباه آنها در همينجاست.
جالب اين است كه دليلى را كه طرفداران عدم امكان شناخت آوردهاند به خوبى مىتواند دليلى بر ضد آنها بوده باشد، زيرا وقتى آنها پاى خطاى حواسّ را به ميان مىكشند، مفهومش اين است كه ما واقعيت را با حواس ديگرمان يا طريق عقلى كشف كردهايم، و از آن پى مىبريم كه حسّ ما در فلان مورد خطا كرده است، اين عين اعتراف به درستى قسمتى از شناختهاست.
مثلًا هنگامى كه مىگوييم اين خط ممتد آتشينى را كه به هنگام ظهور شهاب در آسمان مىبينيم خطاست، به خاطر آن است كه ما از طرق ديگر به اين واقعيت پى بردهايم كه شهاب قطعه سنگى است كه وقتى وارد جو زمين مىشود بر اثر حركت سريع و برخورد با قشرهاى هوا، داغ و سوزان و مشتعل مىشود و به صورت يك نقطه نورانى در مىآيد و چون اين نقطه نورانى فوقالعاده سريع