نگاهی گذرا به حقوق بشر از دیدگاه اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٢ - خلاصة فصل هشتم
خلاصة فصل هشتم
از مجموع آنچه در اين قسمت بيان کرديم مىتوان نتيجه گرفت كه از لحاظ فلسفى زن در ماهيت انسانى با مرد اشتراك دارد؛ يعنى زن مانند مردْ انسان است. پس همة امورى كه از نظر تكوينى و تشريعى براي انسان به لحاظ انسان بودنش ثابت است، براي زن نيز ثابت خواهد بود. موارد تكويني و تشريعي كه زن در آنها با مرد تفاوت و اختلاف دارد، به يقين ربطى با انسانيت كه وجه اشتراك مرد و زن است، ندارد. از ديدگاه روانشناختى نيز زن استقلال در شخصيت دارد؛ يعنى شخصيت روانىاش مستقل است و تابع و طفيلى مرد نيست. زن مىتواند با حسن اختيار خود در طريق استكمال گامهاى بلندى بردارد و به قلههايى رفيع از كمالات معنوى برسد؛ و مىتواند با سوء اختيار خويش سير قهقرايى كند و به فرودستترين حد معنويت ساقط شود؛ و ميتواند بينابين حركت نمايد. مثلاً در عين آنكه مؤمن است دچار خطاها و لغزشهايى شود، چنانكه در سورة تحريم خداى متعال بعضى از همسران پيامبر اسلامˆ را به سبب لغزشى كه داشتهاند نكوهش ميكند، در صورتى كه به حسب ظاهر مؤمن بودهاند. همچنين زن مىتواند با ارادهاى قوى و نيرومند دست از عقايد و اخلاق و اعمال نادرست خود بردارد و عزم جزم كند كه آيندهاش همچون گذشته نباشد. محيط اجتماعى و خانوادگى و حتى پدر و شوهر و برادر و پسر نمىتوانند تأثير قطعى و جبرى در وى داشته باشند و او را به هر سو كه ميخواهند بكشند: زن مىتواند همسر فرعون باشد و همراه با موسى؛ و مىتواند زن نوح يا لوط باشد. علاوه بر استقلال روانشناختى، زن از استقلال اقتصادى و اجتماعى و سياسى نيز بهرهمند است.