نگاهی گذرا به حقوق بشر از دیدگاه اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٤ - ٥ استقلال در شخصيت حقوقى
ظهور برساند و نه چنان آزادىبه او داد كه هيچ محدوديتى را رعايت نكند و طبعاً به همان خواستههاى حيوانى كه ابتدا بروز مىكند تسليم شود و از مسير صحيح استكمال باز بماند. درست است كه نبايد پنداشت همة آدميان را مىتوان با يك شيوه و اسلوب واحد تربيت كرد، بلكه بايد قالبهاى خشك و انعطافناپذير تربيتى را به دور ريخت و ويژگيهاي فردي هر انسان را در نظر گرفت؛ اما از اين واقعيت نيز نبايد غافل ماند كه مربى بايد انسانى بپرورد كه وظيفهشناس باشد نه انسانى كه همواره در پى ارضاى خواستههاى نفس خود است. مربى زمانى در كار خود موفق است كه فراگير را چنان بسازد كه انجام وظيفه و احترام به ارزشهاى والاى انسانى نيز جزء خواستههاى او شود و تأمين اين مقصود جز با ايجاد يك رشته محدوديتها براى فراگير ممكن نيست. خلاصه آنكه صدق اين نظريه حدودى دارد و مربى بايد به تعادلى مطلوب ميان آزادى و محدوديت دست يابد.
٥. استقلال در شخصيت حقوقى
يكى از حقوق مدنى كه در اعلامية جهانى حقوق بشر نيز آمده است، حق استقلال در شخصيت حقوقى يعنى حق آزادى در برابر بردگى است. هر انسانى اصالتاً آزاد است و هيچ كس حق ندارد ديگرى را به بردگى بگيرد.
از ديدگاه اسلامى نيز هيچ انسانى برده آفريده نشده و نبايد به بردگى گرفته شود. در اسلام بسيارى از امور اولاً و بالذات ممنوع است، اما ثانياً و بالعرض مجاز مىشود. مثلاً كشتن يك انسان در اصل ممنوع است و كيفر و عقوبت شديد دارد، لكن اگر شخصى مرتكب جرمي شود كه مستوجب قتل است، كشتنش مجاز و حتى گاهي واجب مىشود. به همين ترتيب، به بردگى گرفتن يك انسان در اصل، غير قانوني است، اما چه بسا به سبب عامل خارجى قانوني شود. وقتى قتل يك انسان در بعضى از اوضاع و