نگاهی گذرا به حقوق بشر از دیدگاه اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤١ - ٨ منابع حقوق بشر در اسلام
حقوقي تمايز صد درصدي با يكديگر ندارند. بنابراين، ممكن است چند نظام حقوقى مختلف، داراي منابع يكسان باشند. به هر حال، «منابع حقوق» يك نظام حقوقى عبارت است از منابعى كه احكام و قواعد آن نظام از آنها اشتقاق يافته است.[١]
ممکن است يک نظام حقوقي منبع حقوق باشد. مثلاً «نظام حقوق روم» و «نظام حقوق اسلام» از «منابع حقوق فرانسه» به شمار مىآيند. چنانکه حقوق فرانسه و حقوق بلژيك از منابع حقوق ايران پس از مشروطيت و پيش از انقلاب اسلامى است.
«رويّة قضايى» نيز يكى از منابع حقوق است؛ يعنى آنچه از مجموع مطالعات در تاريخ قضا و قاضيان به دست آيد مىتواند مستند قاضى ـ در حكم خاصى كه در يك مورد صادر مىكند ـ باشد. پس رويّة قضايى (داوريهاى مشابهى كه قاضيان مشهور جهان، در قضاياى مشابه داشتهاند) حكم قاضى را اعتبار مىبخشد، خواه در متن مكتوب «حقوق قضايى» آمده باشد يا نيامده باشد. افزون بر آنچه نام برديم، عرف، اخلاق و دين نيز مىتوانند از منابع يك نظام حقوقى به شمار آيند.
اصوليان و فقيهان اسلام به جاي اصطلاح «منابع حقوق» تعبير «ادلة فقه» را به كار بردهاند، که هرچند مفهوماً با آن يكى نيست، ولى مىتواند به جاى آن به كار رود. فقيهان شيعه تحت عنوان ادلة فقه از چهار دليل يا منبع نام مىبرند كه عبارتاند از: كتاب، سنت، اجماع و دليل عقل که در تمام رشتههاي حقوق از جمله حقوق بشر کاربرد دارد. فقيهان سني، منابع ديگرى نيز بر ادلة چهارگانه مىافزايند كه عبارتاند از: قياس، استحسان، مصالح مرسله، فتح و سد ذرايع، عرف، مذهب صحابى[٢] و شرايع
[١]حقوق و سياست در قرآن، ص ٥٨. [٢] در اينجا شرح مختصر اين اصطلاحات را از كتاب منابع اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامى، نوشتة محمدابراهيم جنّاتى بازگو مىكنيم. توضيح بيشتر را از كتب مفصّل بجوييد.
اجماع يعنى «اتفاق و همرأيى در حكمى از احكام شرعى» (ص ١٨٢).
قياس عبارت است از: «سرايت دادن يك حكم از موضوعى به موضوع ديگر كه مشابه آن است» (ص ٢٥٥).
مصالح مرسله يعنى «تشريع حكم براى حوادث و پديدههاى نو بر مبناى رأى و مصلحتانديشى در مواردى كه به عنوان كلى و يا جزئى نصى وارد نشده باشد» (ص ٣٣١).
مذهب صحابى يعنى «گفتار يا روشى كه از اصحاب ديده شود و به آن تعبد مىنمايند بدون اينكه براى آن مستندى ديده شود» (ص ٣٥٩).
سد ذرايع به اين معناست كه «هر وسيلهاى كه موجب رسيدن به حرام مىشود بايد ترك شود تا حرام محقق نگردد» و فتح ذرايع به اين معناست كه «هر وسيلهاى كه باعث رسيدن به واجب مىشود بايد ايجاد و انجام شود تا واجب محقق گردد» (ص ٣٧٠).
در نهايت «برخى از انديشمندان در مواردى كه نتوانند از راه منابع اسلامى به حكم شرعى دست يابند، مطابق شريعت سلف عمل مىكنند» (ص ٣٨٤).