نگاهی گذرا به حقوق بشر از دیدگاه اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٦ - ٦ آزادى از اطاعت انسان ديگر
و شئون وجودى او دارند مىتوانند كمابيش او را امر و نهى كنند و از او اطاعت و انقياد بخواهند. اما كسانى كه چنين نقشي ندارند چه حق دارند كه به انسانى فرمان دهند و رفتاري بر طبق نظر خود بخواهند؟ از اين گذشته، خداى متعال نسبت به انسان ربوبيت و مالكيت تكوينى دارد؛ يعنى انسان از خود چيزى ندارد و هر چه دارد از اوست. در نتيجه انسان نسبت به هيچ چيز حق اصيل ندارد و طبعاً همة تصرفاتش در عالم هستي مشروط به اجازة خداى متعال است. خداى متعال حق دارد كه بر انسان فرمان براند و حدود تصرفات او را تعيين كند. بنابراين، اگر خداى متعال به كسانى اذن دهد و آنان را منصوب نمايد تا بر مردم فرمان برانند و وضع قانون كنند، آنان نيز حق فرمانروايى و حكومت بر انسانها را پيدا ميكنند. حاصل آنكه اگر از كسانى مانند پدر، مادر، معلم و مربى كه در شئون وجودى انسان منشأ اثرند و به همان نسبت حق امر و نهى دارند و كسانى همچون اولياي الهى كه از طرف خداى متعال حق وضع قانون و حكومت يافتهاند صرف نظر كنيم، ساير انسانها نسبت به يكديگر، حق مالكيت و فرمانروايي ندارند.
پس اين ادعا كه «هيچ انسانى حق فرمانروايى و حاكميت بر انسان ديگرى را ندارد» درست نيست. نادرستتر اين است كه كسى مدعى شود «هيچ موجودى حق حاكميت بر انسان را ندارد» و به بيان ديگر انسان در برابر هيچ موجودى مكلف و مسئول نيست. البته كسانى بر اين باورند كه انسان ذاتاً در مقابل هيچ موجودى مسئوليت ندارد مگر اينكه خودش از روى اختيار مسئوليتى را در برابر موجودى پذيرا شود. اين عقيده از گفتهها و نوشتههاى بسيارى از آزادىخواهان غربى به دست ميآيد، اگر چه خود بدان تصريح نمىكنند.
اين سخن به هيچ روى پذيرفته نيست. بهعلاوه، انسان در برابر وجدان خود مسئول است. خداى متعال نيز خالق انسان و جهان است و نسبت به همة موجودات و از جمله انسان ربوبيت و مالكيت تكوينى دارد. ربوبيت تكوينى وى نيز منشأ ربوبيت تشريعى