نگاهی گذرا به حقوق بشر از دیدگاه اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١١ - تفاوت هاي تكويني مرد و زن
بشرى را در بر مىگيرد؛ ثالثاً: چنانكه خواهيم گفت منشأ آثار مختلف در زندگى اجتماعى مىشود. بنابراين، كاملاً معقول، صحيح و عادلانه است كه زنان و مردان گذشته از حقوق و تكاليف مشتركى كه بر اساس وجوه اشتراك طبيعى تكوينى خود دارند، در ساير حقوق و تكاليف متفاوت باشند.
اگر اختلاف مردان و زنان در حقوق و تكاليف كاملاً رعايت شود، مصالح زنان و مردان و سرانجام مصالح جامعه تأمين ميگردد، و اگر رعايت نگردد؛ يعنى حقوق و تكاليف زنان و مردان مساوي باشد، نه تنها بسيارى از مصالح زنان مردان و جامعه از دست مىرود، بلكه به همگان ستم مىشود. البته مراد اين نيست كه در صورت تساوي حقوق و تكاليف مردان و زنان هيچ مصلحتى تأمين نميشود. ما معتقديم مجموع مصالحى كه در صورت تفاوت حقوق و تكاليف اين دو قشر تأمين مىشود، به مراتب بيشتر از مجموع مصالحى است كه در صورت تساوي به دست مىآيد. از آنجا كه هدف هر نظام حقوقى بايد تأمين هر چه بيشتر مصالح اجتماعى و اجتناب هر چه افزونتر از مفاسد اجتماعى باشد، چارهاى جز در نظر گرفتن اختلافات طبيعى زن و مرد و قائل شدن به حقوق و تكاليف متفاوت براى آنان نيست. نظام حقوقى اسلام در تمامي زمينهها بر اين واقعيت نفسالأمري مبتني است.
پرسشهاي متعددي در اين زمينه مطرح است: اختلافات تكوينى و طبيعى زن و مرد دقيقاً چيست؟ كدام يك از آنها منشأ آثار مختلف در زندگى اجتماعى مىشود؟ در ميان اختلافاتى كه منشأ آثار مختلف اجتماعى مىشوند، كدام يك بيشترين يا كمترين تأثير را در ايجاد اختلاف در مصالح و مفاسد دارد؟ تفاوت حقوق و تكاليف مردان و زنان چگونه و تا چه اندازه بايد باشد؟ عقل انسان عادى و متعارف بسى عاجزتر از آن است كه بتواند پاسخ اين سؤالها را با دقت بدهد و جزئيات اين امور را دريابد. عقل انسانها مىتواند كليات را دريابد و تفاصيل و جزئيات را بايد از شرع پرسيد. اساساً بشر