نگاهی گذرا به حقوق بشر از دیدگاه اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٠ - تفاوت هاي تكويني مرد و زن
تكاليف ويژه در نظر گرفت، اما همه مىدانند كه واقعيت چنين نيست. به رغم ظلم بيحدى كه سفيدپوستان در طى چندين قرن بر سياهپوستان روا داشتهاند و اين امر سبب شده است كه اينان از تعليم و تربيت صحيح و كافى محروم بمانند، هيچ فعاليت اجتماعى را نمىتوان پيدا كرد كه سفيدپوستان از عهدة انجام آن بر آيند و سياهپوستان بر نيايند. حتى براى تصدى يك مقام و منصب اجتماعى سفيدپوستان نميتوانند بىبديل و جانشينناپذير باشند و ديگران و از جمله سياهپوستان نتوانند جاى آنان را بگيرند. در تاريخ اسلام به سياهپوستان بردهاي بر مىخوريم كه به علت مساعد بودن محيط اجتماعى براى رشد و ترقىشان خوش درخشيدهاند و حتى از سفيدپوستانِ آزاد گوى سبقت ربودهاند. به هر حال، نمىتوان براى رنگ پوست يا نژاد خاصى ويژگىاى طبيعى و تكوينى قائل شد كه به موجب آن ويژگى بتواند متصدى كارهايى شود كه ساير نژادها از تصدى آن امور عاجز باشند. به عبارت ديگر، خصائص پوستي يا نژادى چنان نيست كه در امور اجتماعى تأثير چشمگير داشته باشد. اگر چنين بود و اثبات مىشد كه هر نژادى ويژگيهاى ثابت و دائمى دارد كه به سبب آن ميتواند يك سلسله از امور اجتماعى را بهتر تصدى كند يا اساساً براى انجام يك رشته از كارها جانشينناپذير است، امكان داشت براى هر نژادى حقوق و تكاليف جداگانه و متفاوتى وضع كرد؛ چرا كه به اعتقاد ما حقوق و تكاليف اجتماعى تابع مصالح و مفاسد واقعى جامعه است و بس.
ادعاي ما اين است كه در مورد زن و مرد اختلافاتى طبيعى و تكوينى وجود دارد كه مقتضى حقوق و تكاليف متفاوت است. در هر جامعهاى اعم از سفيدپوست و سياهپوست، نژاد زرد و سرخ، فقير و غنى، پيشرفته و عقبمانده، و شرقى و غربى، زنان با مردان اختلافات تكوينى و طبيعى دارند كه اولاً: ثابت و دائم است؛ چرا كه در طول تاريخ بشرى بسيار به ندرت پيش آمده است تغيير جنسيتى حاصل شود و مردى زن يا زنى مرد گردد؛ ثانياً: عموميت دارد، زيرا هر يك از دو قشر زن و مرد نيمى از جامعه