نگاهی گذرا به حقوق بشر از دیدگاه اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٤ - ١٠ آزادى در چارچوب قوانين صحيح اجتماعى
آفريده شده و بايد در مدت عمر خويش استكمال بيابد. استكمال انسانى هم جز با افعال اختيارى و خودخواسته ممكن نيست. بنابراين، اصل در حركت انسان اين است كه اختيارى و آزادانه باشد. حكمت الهى اقتضا دارد كه انسانها از نعمت آزادي بهرهمند باشند تا با اختيار خويش راه سعادت يا شقاوت را برگزينند. اگر قانون به گونهاي باشد كه همة انسانها را به حركت در يك مسير ـ هرچند صحيح ـ مجبور سازد و حق انتخاب را از آنها سلب كند، چنين حركتي تحميلى و جبرى و در نتيجه غير استكمالى خواهد بود. اگر محيط اجتماعى به گونهاى باشد كه افراد قدرت گناه كردن را از دست بدهند، از استكمال معنوى محروم خواهند شد، اگر چه به حسب ظاهر جز كارهاى شايسته انجام نمىدهند. محيط بايد به گونهاي فراهم گردد تا كساني نماز بخوانند كه واقعاً به آن علاقه دارند و معصيت الهى را نمىخواهند و كسانى كه از عصيان خداى متعال باكى ندارند بتوانند نماز را ترك كنند. روزه، حج و ساير عبادات نيز چنيناند. بنابراين، بايد هم راه استكمال و پيشرفت باز باشد و هم طريق سقوط و هلاكت تا هر كس به اختيار خود راه را انتخاب كند.
گفتيم كه از ديدگاه اسلامى اصل اين است كه انسانها در گزينش راه و رسم زندگى آزاد باشند. اكنون اين پرسش مطرح ميگردد كه آيا ممكن است زمانى از اين اصل عدول شود. به بيان ديگر، آيا ميتوان آزادى انسانها را محدود كرد؟ پاسخ مثبت است. چيزى كه آزادى فرد را محدود مىكند مصالح مادى و معنوى جامعه است. فرد آزاد است، مادام كه به مصالح جامعه آسيب و زيان نرساند. بدين جهت كسي كه در صحنة اجتماع كاملاً قوانين اجتماعى اسلامى را رعايت مىكند، مثلاً به ديگران ظلم نمىكند، تظاهر به فسق ندارد و...، اما در خلوتگاه خود تارك الصلوة است، روزهخوارى مىكند، شراب مىنوشد و...، چنين شخصى، اگر چه مسئوليت شرعى و الهى دارد و در عالم آخرت كيفر ميبيند، اما مورد تعقيب و مجازات قانونى قرار نميگيرد، زيرا آشكارا