نگاهی گذرا به حقوق بشر از دیدگاه اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٧ - ب) جنگ
براى اجتناب از اين دو نتيجة نامطلوب، نظام بردهدارى موجود پذيرفته شد و دستكم ملغى اعلام نشد. بنابراين، از سويى به دليل رعايت مصالح اسلام و مسلمانان صدر اسلام بردهدارى هرچند به طور موقت پذيرفته شد و از سوى ديگر براى آزادسازي بردگانى كه غالباً با شيوة غيرمشروع به بردگي درآمده بودند، تدابيرى اتخاذ شد كه آنان به تدريج آزاد شوند. روش مبارزة غير مستقيم و تدريجى اختصاص به مسئلة بردگى نداشت. اسلام در مورد ساير پديدههاى اجتماعى ناپسند نيز به همين شيوه عمل كرد. مثلاً بخش عمدة دارايي مردم در آن روزگار از راههايي تأمين مىشد كه هرچند از ديدگاه خود آنان پسنديده و مقبول بود، به لحاظ اسلامى ناپسند و غير مشروع محسوب مىشد. به عنوان مثال، مىتوان از معاملات ربوى نام برد كه در ميان اعراب حجاز رواج تام داشت و اسلام آن را حرام مىدانست. اسلام همة اين شيوههاي ناپسند و حرام را يکباره رد نکرد تا پيامدهاى اقتصادى و اجتماعى ناخواسته دامنگير جامعة اسلامى نشود و شيرازة نظام امور مسلمانان از هم نگسلد.
ب) جنگ
يكى از علل برده شدن پارهاى از انسانها وقوع جنگ ميان دو گروه است. از آنجا که اسلام بعضى از جنگها را جايز و بلكه واجب مىداند، نمىتواند كسانى را كه در چنين جنگهايى به اسارت و بردگى در مىآيند، آزاد بگذارد و خريد و فروش آنان را نامشروع بداند. توضيح آنكه ممكن است كسانى بپندارند كه مىتوان انسانها را چنان تعليم و تربيت كرد كه از جنگ و ستيز رويگردان و بيزار گردند و بدين ترتيب اين پديده از صحنة زندگى اجتماعى بشر رخت بر بندد. اسلام اين عقيده را پندار خام و خلاف واقعبينى مىداند. همينطور ممكن است كسانى هيچ جنگ و ستيزى را مشروع و پسنديده ندانند و براى اجتناب از اين عمل غير اخلاقى وسايل ديگري مانند داوري و حكميت