نگاهی گذرا به حقوق بشر از دیدگاه اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٧ - نقد و بررسي اعلاميه جهاني حقوق بشر
است بهرهمند گردد. بهعلاوه، هيچ تبعيضي به عمل نخواهد آمد كه مبتني بر وضع سياسي، اداري و قضايي يا بين المللي كشور يا سرزميني باشد كه شخص به آنان تعلق دارد، خواه اين كشور مستقل، تحت قيومت يا غير خود مختار بوده يا حاكميت آن به شكلي محدود شده باشد.
اين مادّه كه به صورت يك اصل قانوني يا شبه قانوني تبعيض را به طور مطلق نفي ميكند، بيش از يك شعار نيست، چون قابل تبيين و توجيه عقلي نيست. در رويکرد توحيدي كه انواع تبعيض نفي شده است، اضافه بر استناد به كلام الاهي كه معتبرترين سند است، دليل خرد پسندي وجود دارد و آن اينكه چون همة انسانها از يك پدر و مادر آفريده شدهاند با هم برادرند و طبعاً در استفاده از حقوق و آزاديها نيز برابر خواهند بود.
مادّه سوم: هر كسي حق زندگي آزادي و امنيت شخصي دارد.
بر اساس مفاد اين مادّه براي هر فردي سه حق اثبات ميشود: «حق حيات، حق آزادي و حق امنيّت شخصي». پرسش اصلي اين است: اين حقوق از كجا نشأت پذيرفته است و چرا انسان چنين حقوقي دارد؟ افزون بر آن، آيا حق حيات حقي اوّلي است كه ممكن است در بعضي اوضاع و احوال ساقط شود و از ميان برود يا حقي هميشه ثابت است؟ آنچه از اين مادّه استفاده ميشود ـ به احتمال قريب به يقين مراد نويسندگان اعلاميه نيز همين بوده ـ اين است كه حق حياتْ مطلق است؛ يعني هيچ كسي را، هرچند جرمي و جنايتي مرتکب شده باشد، نميتوان كشت. از همين رو، بسياري از كشورها با استناد به همين مادّه مجازات اعدام را لغو كردهاند. كساني كه دچار چنين پندار بيپايهاي شدهاند، به حق خداوند معتقد نيستند، بلکه همة حقوق را ناشي از تبادل منافع در جامعه ميدانند و ميگويند چون انسانها در زندگي اجتماعي همكاري متقابل دارند حقوق و تكليفي پيدا ميكنند. از آنان ميپرسيم: چگونه بر اين باوريد كه اگر كسي ديگري را كشت نبايد كشته شود و حتي از كسي كه هزاران انسان