پاسخ استاد به جوانان پرسشگر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١٨ - پرسش
رياضيات گزارههاى مطلق و يقينى داريم و هم در ميان گزارههاى ارزشى. اين ديدگاه، ديدگاه مورد قبول ما نيز هست.
همانگونه كه مىدانيم براى نشان دادن بى اعتبارى يك حكم و قانون عقلى، نشان دادن تنها يك مورد نقض كافى است.
بنابراين اگر ما وجود يك گزاره مطلق ـ چه ارزشى و چه غير آن ـ را اثبات كنيم ديدگاه اول از اعتبار خواهد افتاد، و نيز اگر وجود تنها يك گزاره مطلق و يقينى ارزشى را نشان دهيم ديدگاه دوم باطل خواهد شد.
ادّعاى ما اين است كه ما مىتوانيم گزارههايى مطلق داشته باشيم، چه ارزشى و چه غير آن. مثلا گزاره «٤=٢×٢» منطقاً صحيح و مطلق است و در هيچ جاى عالم حاصل ضرب عدد دو در خودش، پنج و يا سه نمىشود. پس اعتبار اين قضيّه مطلق و منطقاً صحيح است و صرف يك اعتقاد شخصى نيست. همچنين گزاره «عدالت خوب است» و «نبايد ظلم كرد» هر دو داراى ارزش مطلقاند. آيا شخصى يافت مىشود كه بگويد عدالت در برخى از موارد و يا جوامع بد است؟ و يا هيچ عاقلى مىگويد كه ظلم در برخى جاها خوب و پسنديده است؟ بله ممكن است در مصداق عدل و ظلم اشتباه شود و گاهى لفظ را نابجا به كار ببرند، مثلا: كسى بگويد هر زدنى ظلم است در حالى كه برخى از زدنها كه به عنوان مجازات و قصاص انجام مىگيرد ظلم نيست، بلكه مطابق حق و عدل است. سخن اين است كه اگر كارى واقعاً ظلم بود، نمىشود در برخى موارد خوب باشد، و يا اگر كارى واقعاً مطابق عدالت باشد، نمىشود گفت در برخى موارد بد است كه در نتيجه در مواردى ظلمْ پسنديده و عدالتْ ناپسند باشد. اين مسأله از چنان وضوح و بداهتى براى همگان برخوردار است كه وقتى قرآن مىخواهد مردم را از شرك پرهيز دهد، مىفرمايد:
«... إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ»[١]؛ همانا شرك ظلم بزرگى است.
يعنى در اين كبرا كه «از هر چيزى كه ظلم است بايد احتراز و دورى جست» ترديدى نيست. اين قضيه مطلق و كلى، ثابت و تغييرناپذير است و چون شرك يكى از مصاديق ظلم است، بدو ناپسند مىباشد و بايد آن را ترك كرد.
[١] لقمان / ١٣.