پاسخ استاد به جوانان پرسشگر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٤٢ - پرسش
برداشتها را اشتباه و فاقد اعتبار تلقى كرد كه واقعيتى و حقيقتى در وراى اين الفاظ و كلمات باشد كه اين كلمات بيانگر آن باشند. تنها در اين صورت است كه قرائتى كه بيان از آن حقيقتها و واقعيات دارد حق مطلق خواهد بود و ساير قرائتها به دليل تطابق نداشتن با آن واقعيت موجود خطا و غير معتبر خواهند بود. حال آن كه همانگونه كه گفتيم چون زبان قرآن سمبليك و غير واقع نماست ديگر نمىتوان قرائتى را با عنايت به واقعنما بودن يا نبودن آن محك زد و آن را صرفاً حق دانست چون اساساً اين الفاظ به دنبال حكايت از واقعيات نيستند بلكه كنايات، استعارات و مثلهايىاند كه معانى حقيقى آنها مدّ نظر نيست.
در پاسخ اين سخنان بايد گفت: اوّلا: بسيارى از امورى كه در قرآن به آنها اشاره رفته است بوسيله عقل قابل شناخت و قابل اثباتاند و عقل به روشنى مىتواند واقعيت داشتن آنها را نشان دهد. آنگاه آياتى از قرآن كريم كه به معرفى همين حقايق مىپردازند ضمن آن كه يافتههاى عقل را تأييد مىكند بيانگر واقعنما بودن اين دسته از آيات نيز هست. ثانياً: قرآن كتابى است كه خداوند متعال براى هدايت بشر فرستاده است تا با بازگو كردن آنچه خدا در عالم تكوين و تشريع از حقايق قرار داده است، انسان را به سوى خير و سعادت جاويدان و نهايىاش رهنمون كند. طبعاً حكمت خدايى كه غرضش از خلقت انسان به كمال و سعادت رساندن بشر بوده است اقتضا مىكند راه رسيدن به خوشبختى و خير را آنچنان كه هست و واقعيت دارد براى آدمى بيان كند و در اين بيان هيچگونه كاستى و خلل روا ندارد، از اينرو قرآن كه كتاب هدايت انسانهاست بايد مالامال از حقايق، و نه افسانهها و اسطورهها، باشد و به همين دليل خود نازل كننده قرآن، يعنى خداوند متعال مىفرمايد: «وَ بِالْحَقِّ أَنْزَلْناهُ وَ بِالْحَقّ نَزَلَ...[١]» و ما قرآن را به حق نازل كرديم و به حق نازل شد.
البته در قرآن كريم استعاره، كنايه، مثل، تشبيه و تمثيل هم به كار رفته است، اما بودن دستهاى از آيات در قرآن كه چنين جنبههايى دارند به معناى آن نيست كه همه آيات قرآن شعر و افسانه و اسطورهاند و اساساً قرآن در صدد بيان حقايق و واقعيتها نيست؛ آيا اگر در كتاب، مقاله و نوشتهاى شعرى و مثلى نيز ذكر شده بود، بايد آن كتاب را به عنوان
[١] اسراء/ ١٠٥.