پاسخ استاد به جوانان پرسشگر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٤ - پرسش
را خواستند و پسنديدند اعتبار مىيابد و قانونى است و واقعيّت اين قانون همان وضع و خواست مردم است و اگر آن را نخواستند يكسره از بين مىرود و هيچ ارزش و اثرى و ارتباطى با واقعيّت ندارد.
ولى حقيقت آن است كه بين رفتار انسانها و تأثيرى كه در زندگى فردى، اجتماعى، مادّى و معنوىاشان دارد رابطه حقيقى وجود دارد و در واقع آنها علّت و معلول هستند. رفتار انسانها در زمينه فردى با اجتماعى موجب سعادت يا شقاوت آنها مىشود و بر اين اساس بايد ديد چه كارى، موجب سعادت است تا جائز شود و چه كارى موجب بدبختى و شقاوت است تا ممنوع گردد، و حال كه بين رفتارهاى فردى و اجتماعى انسان و سعادت و شقاوت رابطه واقعى و حقيقى وجود دارد، بايد سعى كرد در مقام وضع قانون اين رابطهها را شناخت و به نتايج و آثار واقعى اعمال توجه كرد و از آنجا كه مصالح و مفاسد اعمال امورى واقعى هستند و تابع سليقه مردم نيستند، اگر چيزى را كه داراى مفسده است همه مردم هم بخواهند تبديل به مصلحت نمىگردد، همانطور كه اگر همه مردم سليقهاشان اينگونه شد كه سمّ بنوشند، آن سمّ اثر خود را از دست نمىدهد. وراء خواسته مردم نتايج و آثارى است كه خواسته يا ناخواسته بر افعال آنان مترتّب مىگردد و قانون صحيح، قانونى است كه با در نظر گرفتن آن نتايج و در جهت سعادت مردم وضع شود.
بنابراين قوانين اسلام مبتنى بر واقعيّات و مصالح و مفاسد نفس الامرى است و از پشتوانه حقيقى و واقعى برخوردار است كه خداوند عليم و حكيم آنها را بر همين اساس وضع نموده و تشريع كرده است.