پاسخ استاد به جوانان پرسشگر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٨ - پاسخ دوم شبهه فوق
بايد او را آزاد گذاشت ـ نظام جنگل و هرج و مرج را پذيرفتهايم. اساساً الزامى بودن مقوّم و خمير مايه قانون است و يك گزاره وقتى قانون خواهد بود كه متضمن الزام باشد. در هر سيستم و ساختارى، وقتى كسى قوانين و دستورالعملهايى را مىپذيرد، تحت هر شرايطى بايد به آنها عمل كند. نمىشود قانونى را بپذيرد، اما وقتى اجراى آن را به زيان خويش ديد و خود را مشمول آن قانون يافت، بدان عمل نكند و سود و زيان خويش را در نظر گيرد؛ در اين صورت نظام از هم گسسته مىشود. تا هنگامى كه قانونى از سوى مراجع قانونگذار اعتبار و رسميت داشته باشد، همگان بايد بدان ملتزم باشند. بنابراين اگر انسان زيست اجتماعى را پذيرفت. مبناى نظم آن، يعنى قانون و الزامات آن را هم بايد بپذيرد. طبعاً در جامعه دينى هم قانون كه عبارت است از الزامات اجتماعى دين و ساير قوانين موضوعه در چارچوب آن، بايد پذيرفته گردد تا هم جامعه به خوبى اداره شود و به سمت پيشرفت و ترقى قدم بردارد و هم حقوق شهروندان به بهترين وجهى تأمين گردد.
اين شبهه همانگونه كه در آغاز گفتيم با رويكرد درون دينى نيز مطرح گرديده است و ما وعده داديم آن را نيز تبيين و نقد كنيم. اما از آنجا كه تبيين و نقد اين شبهه در رويكرد درون دينى در واقع خود پاسخ پرسش ديگرى نيز هست، ما نخست آن پرسش را مطرح مىكنيم تا هم پاسخ آن را داده باشيم و هم شبهه پيش گفته را از نگاه درون دينى طرح و نقد نماييم.