پاسخ استاد به جوانان پرسشگر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣١ - شرط سوم داشتن حق امر و نهى
كسى كه امر و نهى مىكند بايد حقى بر ديگران داشته باشد و مردم بر ديگران چه حقى دارند؟ همه در پيشگاه الهى يكسان هستند و خداست كه مالك همه انسانهاست و انسانها با همه وجود به او تعلق دارند و اوست كه بر همه انسانها حق امر و نهى دارد.
در توضيح اين مطلب متذكر مىشويم كه بىترديد نه تنها شعار اصلى اسلام، بلكه شعار محورى همه اديان آسمانى، «توحيد» است، و معناى توحيد تنها اعتقاد به يگانگى خالق و آفريننده اين جهان نيست چرا كه مشركين مكه و شيطان هم به توحيد در خالقيت اعتقاد داشتند. حتى چنانكه از مكالمه ابليس با خداوند بر مىآيد او، علاوه بر توحيد در خالقيت و ربوبيت تكوينى، به معاد و قيامت هم اعتقاد دارد:
«وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الاَْرْضَ لَيَقُولُنَّ اللّهُ ...»[١]
و هرگاه از آنان (= مشركين مكه) سؤال كنى: «چه كسى آسمانها و زمين را آفريده است؟» مسلماً مىگويند: «الله».
«قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ قالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ إِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي لاَُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الاَْرْضِ وَ لاَُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ»[٢]
گفت: پروردگارا، مرا تا روز رستاخيز مهلت ده. (و زنده نگهدار.) فرمود: تو از مهلت يافتگانى، (اما نه تا روز رستاخيز، بلكه) تا روز و وقت معينى. گفت: پروردگارا، چون مرا گمراه ساختى، من (نعمتهاى مادى را) در زمين در نظر آنها زينت مىدهم و همگى را گمراه خواهم ساخت.
بنابراين نصاب توحيد پذيرفته شده در اسلام ـ توحيدى كه منشأ سعادت اخروى و موجب نجات از عذاب ابدى مىشود ـ تنها اعتقاد به وحدت خالق و يگانگى رب تكوينى نيست بلكه اعتقاد به يكتايى رب تشريعى و وحدت معبود نيز لازم است يعنى انسان بايد هم خالق را يگانه بداند و هم او را كردگار و صاحب اختيار جهان و قانونگذار اصيل بداند و به علاوه، معتقد به توحيد در الوهيت و عبوديت (معتقد به يگانگى معبود) باشد و تنها خداوند را شايسته پرستش بداند.
بنابراين انسانها بايد خدا را به ربوبيت بشناسند و توحيد در ربوبيت تشريعى اقتضاء
[١] لقمان / ٢٥. [٢] حجر/ ٣٦ ـ ٣٩.