پاسخ استاد به جوانان پرسشگر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٣ - پرسش
شهروند درجه يك، شهروند درجه دو
پرسش:
آيا لازمه وحدت انسانها در «انسانيت» تساوى حقوق و امتيازات تمامى شهروندان يك جامعه نيست؟
پاسخ: مقدمتاً بايد گفت واژه «دموكراسى» داراى معانى گوناگونى است و انتظار يك معنى روشن و قاطع و داراى حدود و مرزهاى مشخّص را نمىتوان از آن داشت. مفهوم اخير دموكراسى كه از سوى سياستمداران كشورهاى غربى مطرح مىشود با مفهوم «لائيسيسم» ادغام شده است يعنى از يك طرف مردم بايد در شئون حكومت دخالت داشته باشند و از طرف ديگر در هيچ دستگاه رسمى دولتى نبايد اثرى از دين باشد. دين نه در قانونگذارى بايد دخالتى داشته باشد و نه مجريان قانون مىتوانند به نام دين حكومت كنند حتى در يك دستگاه، مؤسّسه و يا ارگانى كه وابسته به حكومت است، نبايد هيچ اثرى از اعتقاد به دين و طرفدارى از آن وجود داشته باشد لذا از ورود خانمهاى داراى حجاب اسلامى به مدارس دولتى جلوگيرى مىشود كه جا دارد به جاى دموكراسى آن را «ديكتاتورى بىدينان» بناميم.
اين روش و شيوه كه مبناى فلسفى ندارد و يك نظريه فلسفى نيست بدان سبب از سوى سياستمداران دين ستيز طرح شده است كه از گسترش دين بخصوص اسلام در كشورهاى غربى جلوگيرى شود و بالطبع براى اينكه اين روش از شكل يك ديكتاتورى خشن درآيد و در قالب يك دموكراسى ملايم و آرام ترويج شود بايد فلسفهاى براى آن در نظر گرفت تا با مقاومت دينداران مواجه نشود و يا از تنش آنها بكاهد لذا اين باصطلاح توجيه فلسفى را بيان مىكنند كه ـ همانگونه كه در اعلاميه جهانى حقوق بشر آمده ـ انسانها همه در انسانيت يكسان هستند و به اصطلاح درجهبندى ندارند و ما انسان درجه يك و دو نداريم بنابراين اگر امتيازى براى دينداران قائل شويم، براى آنها نسبت به سايرين درجه بالاترى در نظر گرفتهايم. پس احترام به دين و اجازه اجراى مراسم دينى،